روانشناسی و روانپزشکی

کتاب شناخت رفتار درمانگری یکپارچه شده با ذهن آگاهی

تعداد اسلايدهاي پاورپوينت: 53 اسلايد کتاب شناخت رفتار درمانگری یکپارچه شده با ذهن آگاهی فصل 8

پریسا

53 صفحه
1663 بازدید
30 شهریور 1398

برچسب‌ها

صفحه 1:
بسم الله الرحمن الرحیم

صفحه 2:
۶ هدف عمده مرحله سوم برونی کردن توجه به دیگران و ایجاد آگاهی و پذیرش بین فردی رفتار درمانی را به منظور کمک به واکنش بهتر به واكنش هاى ديكران ادغام می کند, تعامل بين فردى ماهرانه را تسهیل می کند و درک بين فردى را افزايش می دهد؛

صفحه 3:
و درمانجویان به واسطه مالکیت تجربی می آموزند تجربه حسى جارى شان را مال خود کنند (مسئولیت کامل آن را بر عهده بگیرند و تجربه حسي جاری دیگران را از آن خود ندانند (مسئولیت آن را رد کنند و در عين حال تلاش كنند حدس بزنند شخص ثالث در حال احساس چه حسهاى بدنى است. اين روش احتمال واكنش نشان دادن به واكنش كرى ديكران را كمينه مى كندء از احساس گناه جلوگیری می کند و مهارتهای جرأت ورزی را طی ارتباطات بین فردی افزایش میدهد؛

صفحه 4:
* * مرحله سوم راه را برای اموزش همدلی باز می کند. اين مرحله با تعدیل پوپایی های روابط که ممکن است تسریع بخش, نگهدارنده با تقویت کننده عوامل آسیب شناسی روانی باشند, از عود, ممانعت به عمل می آورد.

صفحه 5:
* فصل هشتم : مرحله سوم ۷۱۱۵8۲ : ذهن آگاهی بین فردی * بسیار کوشیده ام تا به اعمال دیگر انسانها ‎sly pris‏ آنها گریه نکنم و از آنها متنفر نباشم, بلکه آنها را درک کنم.»(باروخ اسپینوزا)

صفحه 6:
* انسان ها حالات هیجانی شان را برای خود نگه نمی دارند. فرقی نمی کند که احساس شادی, غم يا خشم کنیم, به هرحال تجربه ما به سختی مخفی می شود. به طور معمول اجازه می دهیم هیجاناتمان به دیگران انتقال یابد و آنها را متاثر کند. در مرحله ‎MICBT pow‏ این اتصال اجتناب ناپذیر با دیگران, به همراه ظرافت و پیامد بالقوة تعاملات ناشیانه گوشزد می شود. توانایی هدایت مرکز توجه به درون و برعهده گرفتن مسئولیت تجربه که طی مرحله دوم کسب شده است, گسترش می یابد. مرحله سوم گسترش جامع مراحل قبلی است.

صفحه 7:
۰ درحالی که در دو مرحله قبل مستلزم غلبه خود مشاهده گری بودند. مراحل سوم و چهارم مستلزم تمرکززدایی توجه از خود و عطف آنها به ديكران است. اين فصل در ابتدا رابطه بین تعاملات بین فردی و سازوکارهای زیرساخت رنج را طرح ریزی می کند سپس روشهای مختلفی را که ۱۱08۲ به واسطه انها مهارت های ذهن آگاهی و اصول شناخت رفتار درمانی را به منظور ارتقای این تعاملات ادغام می کند, از نظر می گذرانیم. با ترسیم یک نظریه مهم درباره چگونگی همانندسازی با طبقات یا گروه های اجتماعی کار خود را آغاز می کنیم.

صفحه 8:
۶ نظریه هویت اجتماعی * انگاره اصلی نظریه هویت اجتماعی (تاجفل و ترنر, ‎aes‏ ‏هاسلام و همکاران, ۱۹۹۶) اين است که انسانها خود (تصور قالبی خود) و دیگران را به گروه های متمایز طبقه بندی می کنند. (یک گروه خودی» که با آن همانندسازی می کنند و به طور فعال مورد لطف قرار میدهند و یک «برون گروه » که تمایل دارند به منظور افزایش ارزش خود علیه آن اعمال تبعیض کنند. اين فرایند طبقه بندی فقط در سطح انتزاع اجتماعی (عضویت در گروه خودی در مقابل برون گروه) نیست, بلکه در سطح مادون به و یک فرد واحد (متفاوت از دیگر افراد همان گروه خودی ) وسطع مافوق (انسانها بدی گروه خودی کلان) نیز انجام می

صفحه 9:
* یک تعلق گروهی پر مزیت می تواند به تشکیل یک گروه خودی (مانند شرکت در یک گروه در جدید) بینجامد. ادراک سرنوشت مشترک با دیگر افراد نیز تسهیل گر نیرومندی برای تشکیل خودی است (هورویتز و رابی ‘ ۳

صفحه 10:
برای مثال فرد مبتلا به ایدز ممکن است سرنوشت خود را دیگر مبتلایان به ایدز پیوند بزند به وسیله انجمن ها با بتیاای مختلف با آنها پیوند بخورد وحی شاید به فعال اجتماعی در زمینه ایدز تبدیل شود. بنابراین عضویت جدید در گروه مبتلایان به ایدز با سرنوشت تاسف بار تسهیل می شود. در مورد اعتیاد (برای مثتال عضویت در ۸ افسردگی 9 دیگر شرایط و همین طور پایگاه اجتماعی و زمینه اقتصادی اجتماعی نیز این قضیه صدق ‎eC‏

صفحه 11:
مرحله سوم و نظریه هویت اجتماعی این کشف درمانجو که رنج بردن یک موقعیت انسانی است که امکان گریز از آن وجود ندارد. حس سرنوشت مشترکی را به وجود می آورد که هم تسلی بخش و هم وحدت بخش است. با افزايش بیش از ‎dub‏ تمرین ذهن آگاهی, ادراک درد روانشناختی در دیگران رشد کرده و یک اشتراک سرنوشت ایجاد می کند که همه انسانها در یک سطح مافوق (گروه خودی بزرگتر) به هم می پیوندند و گروه انسانها شکل می گیرد. همه انسانها چه فقیر و چه غنی, فرهیخته یا معمولی, جذاب و غیرجذاب با اینکه عوامل مختلفی را برای طفره رفتن از اين سرنوشت مشترک به کار می گیرند, به صورت محکوم شدگان به رنج آگاهی ادراک می شوند.

صفحه 12:
۰ از آنجا که انسان ها تجارب مشترک زیادی دارند (ناراحتی روانی, هیجانی یا جسمی) در نتيجه احتمال تعارض بين فردى كاهش می يابد. براى مثال وقتى يسر افسرده اى در مى يابد او و پدر خشمگینش سرنوشت مشترکی دارند که همانا افتادن به چرخه باطل تقویت واکنش گری (و از این رو ناخشنودی) باشد, تنش را ‎wo‏ توان اسان تر کاهش داد.

صفحه 13:
* آموزش دیدگان برنامه ذهن آگاهی, افراد دارای خشم ناسا زگارانه را به عنوان کسانی ادراک می کنند که نمیدانند واکنش به حسهای بدن (مانند تنفر) و افکار پایدارساز خشم فقط به خشم بیشتر در آینده می انجامد. بنابراین فرد خشمگین قربانی ناامنی و ناکامی مبتنی بر ناآگاهی می شود. مراجع با بهره گیری از این بینش نیازی به بحث نخواهد داشت يا احساس قربانی بودن نخواهد کرد. برعکس درمانجو با دانستن يا يادآورى اينكه فقدان چنان درکی چقدر در گذشته برایش كران تمام شده است, می تواند پذیرش و جرأت ورزی اصیل را بپروراند. گرینبرگ پیامد پذیرش در موقعیت های اجتماعی را به صورت زیر تصویر کرده است

صفحه 14:
* تغییر تجربه طی زمان طبیعی است؛ چیزی که به توجیه نیاز دارد, سکون است. هر چه افراد بیشتر خود را با پیچیدگی های خود بپذیرند, بیشتر تغییر می کنند. پیامد عاطفی پذیرش این است که افراد درک و شفقت بیشتری نسبت به >29 و دیگران خواهند داشت. وقتی افراد از آنچه احساس می کنند يا واکنشی که در حال حاضر تجربه می کنند آگاه باشند, در آن لحظه موجوداتی یکتا و یکپارچه خواهند بود. پذیرش تجربه انسجام و هماهنگی درونی را ارتقا می دهد. پیامد رفتاری خود پذیری این است که وقتی یک احساس کاملا در آگاهی باشد, و کاملا پذیرفته شود می توان مانند دیگر موقعیتها با آن کنار آمد (گرینبرگ, ۱۹۹۴, ص ۵۵-۵۴)

صفحه 15:
* همان طور که در فصل پنجم گفتیم, مارگولیس و لانگر (۱۹۹۰) ذهن آگاهی را بر حسب یک پیوستار و دلالت های روانی اجتماعی آن تعریف می کنند. آنها بحث می کنند که ذهن آگاهی یک حالت شناختی طبقه سازی مداوم است که ما را قادر می کند آگاهی از زمان حال را حفظ و رویکردهای جدیدی به موقعیتها خلق کنیم, می توانیم موقعیت ها را از چندین دیدگاه مورد کاوش قرار دهیم تا اینکه با نگرش های خشک از پیش ساخته شده محصور شویم.

صفحه 16:
* از طرف دیگر, ذهن ناآگاهی یک حالت خودکار بودن شناختی, هیجانی و رفتاری است که در آن به طور انعطاف ناپذیر بر طبقات و تمایزا ساخته تکیه می کنیم. بر پایه مجموعه شکیلی از قوانین و نگرش ها به طور خودکار هر رویداد یا موقعیت جدید را در یک طبقه از پیش ساخته شده قرار مى دهيم. اين مجموعه شکیل انگاره ای است از اينکه چیزها و انسانها باید چگونه باشند. در صورت تقویت این فرایند طبقه بندی از طریق محیط اجتماعی, به طور فزاینده ای نگرش ها و رفتار ما را تعریف می کنند. این قضیه ضرورتا دلالتهای بین فردی عمیقی مانند تمایز علیه دیگری خواهد داشت.

صفحه 17:
: ذهن آگاهی ممکن است علاوه بر اين با روش های دیگر طبقه بندی گروهی را تحت تأثير قرار دهد. الگوی هم ظهور پیش بینی می کند که ادراک تهدید توانایی حسی- ادراکی را کاهش و تفکر ارزشیابانه را افزايش میدهد. این امر به تمایز دقیق اعضای گروه خودی (عدم تهدیده ادراک بیشتر و متعاقبا یادآوری بهتر) و تمایز کلی یا مبهم اعضای گروه غیرخودی (تهدید بالقوه ادراک حسی کمتر و یاداوری ضعیف تر) می انجامد.

صفحه 18:
‎٠‏ استفاده از مراحل اول و دوم برای درک دیگران ‏* در مرحله ‎MICBT paw‏ درمانجو می آموزد با تمرکز بر اطرافيان مهم, دانش خود را به دو كسترش دهد. اين مرحله تسهيل بين فردی است که در آن درمانجو توجه را از خود مى زدايى ديكران معطوف مى کند. اين با دیدگاه جان تیدیل و همکاران در مورد افسردگی سازگار است صاحب نظران معتقدند افسردگی هنگامی کاهش می یابد كه فرد توجه افراطی به خود را کاهش ده (واتکینز, تیدیل و ویلیامز, ۲۰۰۰).

صفحه 19:
* در نهایت درمانجویانی که مرحله دوم را گذرانده اند, درک خوبی از تغییر همه کائنات (تجارب خود و دیگران به دست آورده اند. مرحله سوم به منظور درک بهتر و ارتقای روابط بین فردی و کمک به پیشگیری از عود, این درک را دز موقعیت: اجتماغی کستزش می دهد.

صفحه 20:
+ ایجاد مالکیت تجربی ۶ درمانجویان در حالی که آموخته اند رویدادهای درونی را به صورت عینی تر مشاهده کنند, آموزش میبینند تا مسئولیت بیشتری در مورد تجارب ناخوشایند و جاودانی سازی (تقویت به واسطه واکنش گری خود به خودی) بر عهده بگیرند.

صفحه 21:
* با گوشزد کردن الگوی هم ظهور تقویت (فصل دوم) به درمانجو, درمانگر شروع به توضیح اهمیت چیزی می کند که من آن را در بافت تسهيل بين فردی, «مالکیت تجربی» نامیده ام. در صورتی که در مانجو مرحله اول را به خوبی درک کرده باشد, اظهارات بی پرده ای مانند «هیچ کس بدون تماس با شما یا لمس كردن شما نمی تواند یک حس بدنی در شما ایجاد کند؛ هیچ کس نمی تواند از بیرون تجربه ای در شما ایجاد کند» می توانند بسیار موثر هت ود

صفحه 22:
5 يى تكليف خانكى كه نشان داده شده است اين مهارت را تسهيل مى کند, به قرار زير است: از درمانجويان خواسته مى شود خود را در موقعيت بین فردی استرس آوری تصور کنند و ابتدا در حالی که مهارتهای تعادل فکری خود را به کار می گیرند. مسئولیت کامل حس های بدنی خود را صرف نظر از اتفاقی که افتاده است, فقط به مدت ‎asl riz‏ بازشناسی کنند و برعهده بگیرند. سپس از آنها درخواست می شود مسئولیت را بر عهده فرد مقابل بگذارند.

صفحه 23:
دیگران را با قتباس موضع منطقی تر بر عهده نگیرند. و درک کنند چگونه افکار داورانه فرد مقابل علائم بدنی آزارندهای ایجاد می کند که آنها به طور کورکورانه (پوباییهای هم ظهور) به آن واکنش می کنند. از آنها تقاضا می شود با درک واقعی رنجش دیگران درباره اش فکر کنند, اما لازم نیست آن را ابراز کنند.به اين ترتیب اندکی همدلی ایجاد می شود.

صفحه 24:
۰ این تمرین شامل مواجهه با حداقل دو موقعیت ‎OH‏ ‏فردی استرس آور است که درمانجو انتظار دارد در هفته پیش رو با آنها مواجه شود. هنگامی که درمانجو و درمانگر در مورد این دو موقعیت هدف به توافق رسیدند, درمانجو ‎a‏ تکلیف متعهد می شود و تلاش مى كند در طول هفته جارى أن را در بيشترين موقعيت هاى ممكن به كار كيرد. از طريق بينش و پذیرش تجربی, درمانجویان یاد می گیرند به واکنش گری دیگران واکنش نشان ندهند.

صفحه 25:
‎٠‏ فرضیه پردازی در مورد تجربه واقعی اطرافیان مهم ‏* ادرک اينکه دیگران نیز مستعد واکنش خودکار به حسهای بدن هستند (همان طور که خود درمانجو نیز قبل از آموزش اين كونه بود), گام مهمی به سوی حل تعارض و همدلی است. با پیشرفت درمانجو و افزایش توانایی او در تسهیل بین فردی, تکلیف دیگری به او داده میشود؛ ؛ از او درخواست می شود پیامدهای واکنش گری همیشگی خود به فرد مقابل را با اثر ذهن آگاه و متعادل ماندن در تعامل با آن شخص مقایسه کند.

صفحه 26:
* تمرین های زیر به این دلیل طراحی شده اند بینانه ای در مورد تجربه درونی اطرافیان مهم در موقعیت هایی که اين فرد مهم با درمانجو یا ره دیگری وارد تعارض می شود, تنظیم

صفحه 27:
* یک رویداد مهم را به کار گیرید, ترجیحا رویداد تازه ای که بیشتر احتمال دارد در ذهن درمانجو زنده باشد.

صفحه 28:
* آن رویداد را به طور دقیق مورد پرس وجو قرار دهید. برای یاداوری آن از تصویرسازی ‎ind‏ استفاده کنید و بر اهمیت «مالکیت» و واکنش نکردن به حس های بدنی هم ظهور با خاطره رویداد اشاره کنید.

صفحه 29:
* یادداشت روزانه عادات واکنشی (ضمیمه ج) می توان برای تسهیل این فرایند استفاده کرد و وقتی از دست پدرت به دلیل زدن اين حرفها جلوی دوستات عصبانی میشی, در بدنت چه حسی داری؟ .. وقت بیشتری صرف کن, ببین کدوم حسها غلبه دارند... ناخوشایندترین حس در کجای بدنت است؟ این حس از چی تشکیل شده؟ جرم؟ دما؟ حرکت؟ شکل؟ حالت؟ ترکیبی از اينها بیشتر وقت بگذار و سعى كن وقتى ‏ تجربه خودتو توضیح میدی, خیلی عینی afl. . fe «Pe ‎wees PL‏ ل أ

صفحه 30:
* به درمانجو کمک کنید درک کند چگونه ممکن است هیجانات دیگری نیز می توانند حس های بدنی مشابه با آنهایی که خودش تجربه کرده است ایجاد کنند ۰ آفرین, حالا همین طور چشما رو بسته نگه دار و تلاش كن حس هایی رو که پدرت ممکن ‎٠‏ عصبانیت حس کنه و توصیف کن وقت بگذار, دقیق و روشن توضیح بده مثل اینکه خودت تجربه شون می کنی... حتی اگه داری سعی می ‎WS‏ حدس بزنی این احساس ها برای پدرت چطور تجریه میشن, باز هم دقیق و روشن باش.»

صفحه 31:
, ‏اين رويكرد مستلزم اين است كه درمانجو‎ ٠ ‏فرضیه های خود درباره تجربه فرد دیگر را تایید‎ ‏کند و توانایی متعادل ماندن با درجه ای از‎ ‏همدلی (در صورت امکان را پرورش دهد. در‎ ‏این مرحله بسیار مهم است که درمانجو مزایای‎ ‏اين تمرین و مزایای بلندمدت بالقوه به کارگیری‎ ‏اين مهارت ها را در زندگی روزمره اش ملاحظه‎ ‏کند. به اين منظور تکالیف مواجهه به درمانجو‎ ‏داده میشود تا طی هفته پیش رو انجام دهد:‎

صفحه 32:
۶ به درمانجو کمک کنید برگه واحدهای ذهنی پریشانی (ضمیمه ج) را پر کند. درمانجو باید در اين برگه موقعیت های بین فردی را بنویسد که به طور مناسب انجام نمیدهد یا از آنها اجتناب می کند

صفحه 33:
* با شبیه سازی و مرور دو موقعیت اول برگه مذکور (که کمترین ناراحتی را ایجاد می کنند) ‎wb‏ جلسه مشاوره, کمک کنید تجربه شکل بگیرد. به طور معمول درجه بندی این دو موقعیت بین ۲۰ تا ۶۰ " درصد است

صفحه 34:
ep ‏به منظور كسب اطمینان از توانایی‎ ٠ ‏برای آگاه و متعادل ماندن نسبت به‎ ‏بدن طى تعامل جالش برانكيز, از فن ابي‎ ‏نقش استفاده کنید. درمانگر تردید نکند که در‎ ‏ینجا باید تا بیشترین حد ممکن واقعا چالش‎ ‏را كر باضه مدنا وبع که مواسیه و استمال‎ ‏اندکی حساسیت زدایی از قبل انجام شده‎ ‏باشد. درمانجویان باید قبل از ترک مذکور را‎ ‏انجام دهند.‎

صفحه 35:
* ممکن است لازم باشد درمانجویان توانایی شان را در خنثی کردن تنش فرد مقابل افزايش دهند. درپیش گرفتن اين منطق که نگرش اعتراضی و تقابلی فرد مقابل بازتابی از ناآگاهی به واکنش گری و متعاقبا ناآگاهی به رنج خود است, می تواند در این راستا عمل کند. * از تمرین هفته قبل. قسمت مربوط به ر مسئولیت خود و مسئولیت دیگران بار دیگر به خاطر آورده می شود.

صفحه 36:
* از آنها خواسته می شود تمرین مهارت های مواجهه دوقطبی مرحله دوم را انجام دهند. از آنها خواسته میشود بدترین (۵ دقیقه) و بهترین (۵ دقیقه) اتفاقی را که ممکن است هنگام مواجهه واقعی با گویه ‎sb‏ برگه واحدهای ذهنی پریشانی روی دهد, تصور کنند و در عين حال واکنش به حس های بدنی برانگیخته شده از طریق سناریوهای آزارنده را بازداری کنند.

صفحه 37:
* ازآنها خواسته می شود بعد از هر جلسه تمرین ذهن آگاهی, یک بار به صورت خیالی خود را در معرض موقعیت های بحث شده قرار دهند و اين كار را حداقل تا چهار جلسه تکرار کنند (اگر روزی دو بار تمرین کنند, اين كار در روز طول می کشد و سپس مواجهه را به صورت واقعی انجام دهند.

صفحه 38:
‎٠‏ بلافاصله بعد از آن, یعنی در شرايط ايده ال سه روز بعد از جلسه درمان, درمانجو تشویق مى شود اين برنامه را در مورد گوية دوم فهرست برگه واحدهاى ذهنى يريشانى تكرار کند. اين کار به درمانجو امکان می دهد طی یک هفته با دو گویه این فهرست مواجه شود كه بسيار دلكرم كننده است و خودکارآمدی وى را ارتقا ميدهد.

صفحه 39:
* در هفته بعد نیز تمرین های مواجهه مشابهی ارائه می شود, با اين تفاوت که شدیدترین گویه فهرست انتخاب می شود. اگر زمان اجازه دهد می توان به درمانجو اجازه داد برای یک گویه یک هفته وقت بگذارد, به ویژه اكر آن كوية بسيار استرس آور باشد.

صفحه 40:
پس از پیشرفت در مرحله سوم درمان. درمانجویان به طور معمول ‎L‏ درک اینکه همه افراد از عواقب نقصان خودآگاهی (شامل واکنش گری هیجانی متعاقب آن رنج می برند, احساس آرامش می کنند.

صفحه 41:
‘ بازسازی شناختی که رخ میدهد, تجربه شخصى درماتجوتيز آن را تسؤدل مى کت .در موقعیتهای بالینی و دیگر موقعیتهایی ‎aS‏ ‏۲ به این شیوه پیاده میشود, درمانجویان زیادی جنبه های گسترده تر و عمیق تری از تجربه دیگران را ادراک و به طور معمول اظهار می کنند «اگه بابام میدونست چطور عصبانیت خودشو عینی تر نگاه می کرد.

صفحه 42:
* آموزش مختصر جرات ورزی ‎٠‏ از آنجا که این مرحله می تواند برای درمانجویان فاقد جرأت ورزی بسیار چالش برانگیز باشد, آموزش مهارتهاى جرات ورزی برای آنها سودمند خواهد بود. نخست آموزش مختصری درباره سه سبک مهارت هاي ارتباطى رایج (منفعل, پرخاشگر و جرأت ورز) به درمانجو ارائه میشود.

صفحه 43:
* ساختار زیر برای برخورد جرأت ورزانه با فرد مقابل (هنگامی که چند بار طی جلسه درمانی مورد ایفای نقش قرار گیرد) نتایج خوبی داشته است. یک دلیل ترجیح این چارچوب هفت مرحله ای بر دیگر روش های موجود عبارت است از لحاظ سازوکارهای پاداش و پذیرش. اين آموزش در مورد زن ۳۶ ساله ای به کار گرفته شد؛ او مادر سه فرزند و همسر مرد بی مسئولیتی بود که در سه ماه گذشته آخر هفته ها و عصرها را بیرون از خانه گذرانده بود. هفت مرحله آموزش جرآت ورزی برای اين خانم به صورت زیر انجام كرفت

صفحه 44:
۶ ۱. نخست مطمئن شوید که توجه او کاملا با شماست. در صورت لزوم از قبل زمانی برای اين کار تعیین کنید. هنگامی که او مشغول تماشای تلویزیون یا شستن ظروف است. وارد اين مرحله نشوید؛ ۰ ۲. «واقعیات را بگویید». در اين مرحله درمانجو درباره تفاوت بين مفروضات و اطلاعات واقعی آموزش مي بیند (براى مثال در سه ماه گذشته به ندرت پیش آمده آخر هفته ها یا عصرها در خانه باشی», ‎ai‏ اينکه «تو هیچ وقت خانه نیستی» یا «هميشه ترجیح میدهی کتار " دوستان الكلي ات باشی تا اينکه کنار بچه هایت بأشى»)؛

صفحه 45:
* ۳. با استفاده از اظهاراتی که با «من» شروع می شوند, احساس خود را كنيد (اظهارات اول شخص). درمانجو تشویق می شود کلماتی را به کار ببرد که هیجانات را توصیف می کنند (برای مثال «من غمگین, عصبانی, مضطرب و غیره هستم», نه اينكه «من احساس می کنم نمی خواهی در اين خانواده زندگی کنی». درمانجو آموزش می بيند مولیت هیجانات خود را با استفاده از اظهاراتی که با من شروع می شوند, بر عهده ‎le‏

صفحه 46:
* ۴ با اظهارات اول شخص نحوه تفکر خود را بیان کنید. درمانجو آموزش می بیند مسئولیت افكارخود را بر عهده بكيرد و تلاش كند آنها را با اظهارات بالا مرتبط كند (براى مثال «احساس بدبختى و خشم دارم؛ زيرا فكر مى كنم به خانواده اهميت نميدهى»)؛

صفحه 47:
* ۵. به رسمیت شناختن فرد مقابل اين مرحله شکلی از ترک دعواست, و بیانگر تمایل درمانجو برای بر عهده گرفتن مسئولیت سوء تفاهم احتمالی درباره درونیات فرد مقابل است (برای مثال.. این چیزی است که من فكر مى كنم, اما شاید اشتباه مى كنم و شايد تو خیلی به خانواده اهمیت میدهی»)؛

صفحه 48:
۰ ۶ بگویید چه می خواهید. در اینجا درمانجو باید مسئولیت آنچه را که می خواهد بر عهده بگیرد و آن را به روشنی به زبان آورد و اين خواستن را با حل مسئله مرتبط كند (براى مثال «يى بحث بى يرده درباره مشکل می خواهم»)؛

صفحه 49:
‎Ve‏ پاداش. برای درمانجو و طرف مقابل خوب داده شود. در صورت عدم همکاری, به دلیل وقت گذاشتن و گوش کردن حداقل از وی تشکر می شود. . با این کار احتمال دارد تقاضاهای مشابهی که در آینده صورت می گیرد. اجابت شوند. اگر مرد همکاری کرد, زن به او پاداش میدهد تا مراتب قدردانی از وی به عمل ايد. نحو قدردانى از همکاری مرد, بر تلاش هاى آينده براى مصالحه در مورد تعارض ‎ola‏ زر ‎ ‏عه م ا

صفحه 50:
‎٠‏ ۸. یک راه حل برد- برد پیدا کنید. این گام فقط در صورتی استفاده میشود که فرد مقابل همکاری نکند. درمانجو تشویق می شود تا مذاکره کند نه اينکه تسلیم شود یا به طور هیجانی واکنثر نشان دهد. تمام تلاش ها به کار گرفته میشود تا به بهترین شکل ممکن حس انتفاع برای هر دو نفر ایجاد شود. درمانجویان در جلسه درمانی این اظهارات را یادداشت می کنند و در خانه قبل از مواجهه ‏واقعی تمرین کرده و با درمانگر نیز ایفای ی

صفحه 51:
نوروبيولوزى بين فردی ‎٠‏ بررسى رابطه بين مراقبه ذهن آكاهى و كفايت بين فردى ممكن است بى واسطه ما رآ به پژوهش دانیل سیگال و همکارانش رهنمون شود که در مورد نوروبیولوژی بین فردی است.

صفحه 52:
* دانیل سیگال متوجه شد بزرگسالانی که قشر پیش پیشانی میانیشان آسیب خورده است. آسیب هاى بين فردی مهمی دارند. او شباهت هاى زيادى بين ویژگی های بزرگسالان دارای الگوی دلبستكّى ايمن و كسانى كه تمرين مراقبه ذهن آگاهی می کنند, دريافت.

صفحه 53:
* او چنین مسئله ای را به رشد سالم قسمت متذکر میشود این قسمت مغز در بسیاری از کودکانی که با دلبستگی مختل یا مشکل شدید در تنظیم هیجانات بعد از ترومای روانشناختی بنزرگ: شده اند, آسیب دیده بود. . او ادبیات پژوهشی مغز را مرور کرد و دریافت که این بخش | ز قشر پیش پیشانی می تواند با مراقبه ذهن آگاهی بسيار ارتقا يابد. رويكرد دانيل سیگال ‎‘aie L‏ سوم ‎MICET‏ همپوشی دارد مر[

39,000 تومان