صفحه 1:
— گفتگوی هم افزا سید جعفر مرعشی سازمان مدیریبت صنعتی

صفحه 2:
geno ru ‏گم‎ کفتگوی هم فزا ‎Y‏ پیامبر(ص): ‏«از بهترین امت من. مردمی هستند ...که پیرو برهان اند. » ‎ ‎

صفحه 3:
geno ru ‏گم‎ ۷ کنفسیوس: «سه ‎ol)‏ برای رسیدن به معرفت وجود دارد: - تفکر؛ بهترین راه؛ - تقلید؛ آسان ترین راه؛ - و تجربه؛ تلخ ترین راه است.»

صفحه 4:
“Fe lea si مقدمه | كفت و كو راهى براى شناخت ديكران

صفحه 5:
‎cans eriouim_Qy‏ وی مه ‏كفت و كو» راهی برای شناخت دیگران ‏۲ گفت و گو قدمتی به اندازه عمر بشر دارد. اگر چه شیوه های گوناگونی را طی زمان و مکان برای بروز و ظهور تجربه کرده است. اما هر چه هست. امروزه‌به عنوان ابزاری بهینه جهت برقراری ارتباط انسان ها با كدي ‎Ce aad‏ بذیهی است که قبول چنین نکته ,هم ۳ همین سادگی صورت نگرفته و مرور اجمللی تاریخ جنگ ها و کشتار ها ۱ شاهد این مدعاست. ۱ ‎

صفحه 6:
‎cans eriouim_Qy‏ مه كفت و كوء راهی برای شناخت دیگران (ادامه) ۷به سخن دیگر, رسيدن .به لين نتیجه که گفت و گو بهترین روش تعلمل و ارتباط انسان هابا هم است. مسیری دشوار وپر اعوجاج را طی کرده است و البته هنوز هم راه درازی را در پیش دارد. خوشبختلنه این درک حاصل شده که شناخت ريشه بحران هایی که انسان امروزی با آن روبروست. تنهابا پژوهش و جستجو از طربق گفت و گو امکان پذیر | ‏است. ۱ ‎

صفحه 7:
Banos runt Qy نز فد ‎Se‏ ‏به راستی گفتگو جیست؟ به راستی. گفت و گو چیست؟ چرا ضرورت دارد؟ چگهنه به ایجاد ارتباط و تفاهم میان انسان ها کمک می کند؟ آیا اراده به گفت و گو کردن کافی است؟ یا لین که گفت و گو کردن به فراهم آوردن مقدمات و شرابطی نیاز دارد؟ و اصلاً چرا گفت و گو راهی است برای شناخت | دیگران؟ ۱ ۲ گفت و گوبه معنای مفاهیم جاری در واه هاست و در ولقع. روشی | است برای مشاهده این که چگونه ارزش ها. اهداف و نیات افراد می توانند رفتار آنان را کنترل کنند و چگونه وقتی تفاوت های فرهنگی مورد غفلت واقع می شوند. می توانند به برخورد میان آنها با دیگران منجر گردند:

صفحه 8:
cans eriouim_Qy ‏به راستی گفتگو جیست؟ (ادامه)‎ ۷ گفت و گو فرصتی را ایجاد می کند تا طرفین. تصورات قبلی. تعصبات و الگوهای شخصیتی نهفته در انديشه هاء نظرها. باورها و احساسات خود و دبگری را بررسی کنند. و درست.به همین دلیل, به ارتباط میان افراد کمک هی کند. زبرا تنهابا شناخت اندیشه ها و پنداشته های افراد است که تفاهم ناشی از ارتباط به وجود می آید. | آهمیت گفت و گوبه اندازه ای است که از دیرباز و تاکنون. دغدغه فیلسوفان بوده است و آنان بیش و پیش از همه‌.به ضرورت و اهمیت | آن در زندگی فردی و اجتماعی پی برده اند.

صفحه 9:
Banos runt Qy گفت و گو در اندیشه سقراط ۷ سقراط رابه عنوان پدر فلسفه و گفت و گومی شناسند و هم اوست که وظیفه خود را زایاندن فکر و انديشه افراد از مجرای گفت و كو عی داند. به گفته باسپرس گفت و گو برد دوستانه و آزادانه براء دستيابى به حقيقت است» و لين همان نوع از كفت و گو است که سقراط بدان اعتقاد دارد. وى در لين روش به جاى تحميل افكار خود به | مخاطب. سعی در کشف حقیقت داشت.به اعتقاد سقراط -پدر گفت و ۱ گو- «شخص زملنیبه گفت و گو رو ی آورد که‌به جهل خهیش بی ۱ بسرد.» و نکته مهم تر آن است که شخص در فرآیند گفت و گو نیز فرصت پی بردن به جهل و نادانسته های خویش را پیدا می کند.

صفحه 10:
cans eriouim_Qy ‏كفت و گو در اندیشه افلاطون‎ ۲ افلاطون شاگرد سقراط نیز روش استاد خود را باور داشت و به كار عی گرفت. از نظر افلاطون «بنیاد هر کوششی برای نیل به حقیقت. در واقع ارتباط است و آدمیزاد در انزوا نمی تواند به حقیقت برسد. آدمی از لحاظ وجودی همواره با نقص ها و کمبودهلیی روبروست و این امکان را که بتولنسبه تنهلییبه حقیقت برسد. از میان می برد. از این رو نیازمند پیهندبا دیگران است و گفتگو برترین شکل ارتباط میان | آدمیان و مطمئن ترین راه نیل‌به حقیقت محسوب حی شود. ویژگی ۱ ممتاز گفتگوی افلاطونی آّن است که هر گونه عقیده جزمی را از میان برحی دارد. بدبین سان. خرد حی تولندبه سوی حقیقتی پیش رود که خواهان کشف آن است.» ۱

صفحه 11:
‎cans eriouim_Qy‏ وی مه گفت و گو در اندیشه سایر اندیشمندان ”به غير از لين دو فيلسوف.به عنوان ببشكامان روش كفت و كوه ‏شمار دیگری از اندبشمندان نیز گفت و گو را بهترین گزبنه برای دستیابی به حقیقت و ارتباط میان افراد می دانند. برخی از آنها ‏عبارتند از: -سن آگوستین. - دیلتای. ۱ - دکارت» - بنتام. ۱ - هابز. - ملاصدراء ‎RH os ‎

صفحه 12:
cans eriouim_Qy ‏گفت و گو بستر مناسب نیاز دارد.‎ ‎a‏ اگر چه گفت و گو ابزار ایجاد تعامل افراد و شناخت آنان از یکدیگر برای دستیابی به تفاهم و حقیقت است اما اراده برای ‏گفت و گو کردن کفلیت نمی کند بلکه‌به ملزومات. شرلیط فضا ‏و بستر مناسب نیاز دارد؛ زبرا طی قرون و اعصار گفت و گو صورت گرفته بود اما از ّن روی در میان همه به گونه ای موفقیت ۰ | آمیز رخ نداد که شرایط لازم مهیا نشد. ‏بنابرلین. شناخت اولیه لین ملزومات و کاربرد آنها تا حد زیادی می تولند وقوع یک گفت و گوی موفة ‏میز و کار آمد را ‎ ‎

صفحه 13:
‎cans eriouim_Qy‏ مد ‏كفت و كوء بستر مناسب نیاز دارد. (ادامه) ‏۷ شایان ذکر است که «اخلاق» نقش مهمی در گفت و گو دارد و رعلیت اصول اخلاقی در گفت و گو اولین گام در جهت پذیرش شرلیط برقرارییک گفت و گوی سالم. مفید ‏و کار آمد است. ‎

صفحه 14:
Banos runt Qy كفت و گوء سنتی الهی است. ۲ گفت و گو سنتی الهی است زیرا نخستین بار. خدایند از طریق پیامبران و کتب مقدس‌با بندگان خود سخن گفت و بهترین روش تعامل رابه بندگان آموخت. در قرتن کریم هم آداب كفت و عو به كرات مورد ۲ توجه و تأکید قرار گرفته است. از جمله: ۱ - «و فرمان خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و نزاع و کشمکش ۱ نکنید.تا سست نشهید و قدرت و شوکت شما از ميان نرود؛ صبر و استقامت کنید که خداهند با استقامت کنندگان است.» (سوره انفال آبه ۴۶)

صفحه 15:
‎cans eriouim_Qy‏ وی مه ‏گفت و گوه سنتی الهی است. (ادامه) ‏- «مابه نرمی‌با او سخن بگویید؛ شلید متذکر شود یا بترسد.» ‎(FF aT sabe ous)‏ ‏- «با حکمت و اندرز نیکوسبه راه پروردگارت دعوت نما وبا آنها به روشی که نیکهتر است. استدلال و مناظره کن. پروردگارت از هر ‏کسی بهتر ی دلند چه کسی از راه او گمراه شده است و او به هدایت یافتگان داناتر است.» (سوره نحل. آیه ۱۲۵) ‎ ‎

صفحه 16:
Banos runt Qy گفت و گوء در آینه ادیبات ۲ ادبیات نیز مشحون از ضرورت گفت و گو وبه کارگیری آداب آن است. موللنا در مثنوى كلام خود رابا كفت و كو آغاز عى كند. كفت و گوبانی و در ابتدامی گوید که بشنوء حتی ازننی! که سخن ها دارد و او نیز برای گفتن و شنیدن آدابی قائل است. | ” افصح المتکلمین سعدی هم. حکایات و پندهای بسیار در مورد | سخن گفتن و خاموشی‌به میقع و آداب گفت و گو دارد. در حکایتی ۱ چنین حی آورد: «یکی را از حکماء شنیدم که حی گفت: هرگز کسی . جه جهل خویش اقرر نکرده است. مگر ن کس که چون دیگری در سخن باشد» همچنان ثانمام کنته سس [عار کند *

صفحه 17:
و €—_— وى ‎Wie‏ ‏گفت و گو» هم فرصت است و هم نعمت. ۲ توجه‌به لین نکته نیز حلز اهمیت است که گفت و گو برای انسان ها هم فرصت و هم نعمت است: - فرصت است زیرا امکان خروج از انزوا و تنهایی را برای افراد ممکن حی سازد وبه ایجاد ارتباطبا دیگران می انجلمد چرا که | در غیر لین صورت جوامع شکل نمی گرفتند. تمدن ها پدیدار | نمی شدند و پیشرفت ها رخ نمی دادند. ۱ - نعمت است زيرا امكان بهره مندى از دلنشب تجربه و خرد , ديكران را فراهم می آورد. بدون آنكه لزومى.به صرف وقت و کسب آنها از سوی تک تک افراد وجود داشته باشد. ۱

صفحه 18:
‎cans eriouim_Qy‏ مه مهم استفاده شایسته از گفت و گو است. ۷ آنچه اهمیت دارد. استفاده درست و شاپسته از «گفت و گو» است. ‎argh;‏ عنوان عضوی که گفت و گو را میسر می سازد. زملنی مفید است که قابل کنترل باشد و بیهوده نچرخد و حق خدا را به جا آورد. ‏امام باقر(ع) می گویند: «حق خدا بر بندگان آن است که بگویند آنچه ‏ | را می دانند و زبان نگاه دارند از آنچه نمی دانند.» ۱ ‎

صفحه 19:
cere Q “Fe lea si oe ae ‏ضرورت و مناهیم اوليه در كفتكو‎

صفحه 20:
ول سانتاهسمت صسی ری مهف ۲۳ ‎GUT‏ 4 حال تجربه کرده اید؟ ‎ ‎

صفحه 21:
Benes cris ‏ول‎ جای خالی تفاهم تو به هرف هاى گفتکوی هم افزا

صفحه 22:
Sh ‏سانهانامدعمت‌صنعیی‎ A, 77 ‏گفتکوی هم افزاز‎ & اجزای گفتگو

صفحه 23:
—_— arias Qy ‏مسدود,‎ 7 ‏مظنون.‎ ۲ «Jb ¥ 7 خلاق.

صفحه 24:
۲۳ ‏ری مهف‎ cans eriouim_Qy شنوایی مسدود ” به هيج وجه نمی خواهد منظور گوینده را درک کند. 6 بلخم خروجی 1 1 0 ورودى ‎ce‏ op J ۷ یک كوش درء يى كوش درؤازه!

صفحه 25:
ول انمسمعمت صق شنوايى مظنون ۲ تفسیر منظور گوینده با گمانه های منفی, خود را کسل از فکر پربشان نکنی با سوء نظر نزار و نالان نکنی ۱ وقتی که میسر است تفسیر نکو تفسیر بد از کلام یاران نکنی ا ل و نیکو داشت. ‏ امام على (ع) ‎١‏ ١

صفحه 26:
‎x! 7‏ ولج انمسامصت مسق گفتگوی ‎SEND eo‏ ‎ ‏* لاش شنونده برای دستبانی د ۱ درکی واقعی از منظور گوینده. ۱ ‎

صفحه 27:
شنوایی خلاق ۲ شکل گیری تلاش مشترک میان گوینده و شنونده, به منظور ایجاد جریانی روان از مفاهیم و درکی مشترک و عمیق از منظور گوینده در شنونده. شارت شنونده در فر آیند مقاهمه. ارائه راهکار و پروراندن مفاهیم.

صفحه 28:
الماك قرعت صسعق 4 v ‏بوهم:‎ ‏پرسش و کنجکاوی دائمی در مورد روندها. حتمیات و ساختارهای مبنای‎ ۳ ‏افکار و اعمال انسان ها.‎ 1 بوبر: | ملاقات وآقعی بین انسان هلیی که‌با صراحت. شفافیت و بدور از ریا سخن ۱ ۱ می گویند. \ مرام و روشی برای کشف مشترکات و تکمیل تلاش های نظری و عملی موجود سازماندهی و همکاری گروهی به وسیله ی تفکر ‏ در مراقبه, خودسازی, رشد. ‎ey‏ ۱

صفحه 29:
الماك قرعت صسعق گفتکوی هم افزا اهداف گفتکو ۲ شناخت انگیزه هاء افكار. اعمال و نيز 7 ۲ زير بناى ذهنى طرف كفتكو؛ 7 ” آشنايى با انكيزه هاى افرادى ديكر با موضع هاى متفاوت؛ باز نكرى و يرسش در مورد نوع تفكر و تغییر و تحول آن؛ ایجاد نوعی رابطه بین گفتگو کنندگان با وجود احساس | استفاده از هوش جمعی, توسعه و تعمیق روند شناسایی مشترک.

صفحه 30:
cans eriouim_Qy ‏پیش شرط های گفتگوی هم افزا‎ ۲ فضا و ظرف مناسب: وجود محیطی امن برای برقراری تعامل. 1 v ‏وجود همیار و راهنما:‎ حفاظت از مسیر اصلی گفتگو. ۲ توجه حقیقی به طرف مقابل: تخصیص بالاترین حد حضور ذهن, به محض خطاب قرار دادن طرف مقابل.

صفحه 31:
و سامت صسی چرخه گفتگوی موفق ۲ ایجاد فضا و محیطی مناسب به منظور القای احساس امنیت در تمامی اعضاء به عنوان اساسی ترین پیش شرط موفقیت در گفتگو, ۲ ایجاد چنین فضایی از سوبی. نیازمند مدت ها گفتگو و از سوی دیگر. وجود فضای مناسب ازپیش شرط های نیل به موفقیت در گفتگو است. گفتکوی هم افزا 77 :

صفحه 32:
‎x! ۳ 0 7‏ و انمسامصت مسق گفتگوی هم افزا ‎٠/277‏ ‏فضاى مناسب ‏” تعليق موقت بيش فرض ها و يبش داورى هاى ذهنى؛ ‏۲ شنوایی فعالانه و خلاقانه؛ ) / ۲ دوری از تظاهر؛ 3۹ 0 | ۱ ۳۳ ۰ ۱ شفافیت. ۱ ‏باران که در لطافت طبعش خلاف نیست . در باغ لاله روبد و در شوره زار خس | ‎ ‎ ‎

صفحه 33:

صفحه 34:
و سمت صق كنتعوى هم افا 1277 كفتكو» كليد دستيابى به مفاهمه ناحيه تبادل ۲ تبسیل حللت تدافعى معمول در جدل هاء به حالت توجه و علاقه به ديكرى. ” آكاه شدن افراد نسبت به نیات؛ افکار و ا يكديكر. عمال يكديكر هه وقتی افراد از زمینه های ذهنی و انگیزه های یکدیگر اطلاع داشته باشند. بستر مناسب برای برقراری تفاهم فراهم خواهد شد.

صفحه 35:
cans eriouim_Qy ‏كفتكو» روشی برای اندیشیدن‎ ‏سقراط در گفتگو با منون (اشراف زادة تسالی):‎ "۲ ‏پول داشتن نشانه با فضیلت بودن است.‎ - -اگر کسب روت از راه عادلانه باشد. فضیلت است. ۱ سقراط- تولد 624 قبل از ميلاد ۷ سقراط در گفتگو با نیکیاس ولاخس (سرداران آتنی): 1 - کسی که در صفوف بایستد و با دشمن بجنگد. شجاع است! - شجاعت. پایداری آگاهانه است.

صفحه 36:

صفحه 37:
ریم te ‏ه فرمان گفن؟‎ ‏ن گفتگوی هم افزا‎

صفحه 38:
Banos runt Qy اولین فرمان ۲ یادگیرندگی: - پرهیز از کشیدن حصاری خود خواسته به دور انديشه و آمادگی برای بازنگری در الگو های ذهنی و رفتاری. هرگز نخورد آب. زمینی که بلند است...

صفحه 39:
Banos runt Qy ۳ دومین فرمان احترام کامل: - پذیرش دیگران لبه همان گونه که ‎(aes‏ - قرار دادن خود به جای دیگری (بررسی مسأله از منظر دیگران). خصوصیات را می داشت یک سوزن به خود بزن, يك جوال دوز به دیکران!

صفحه 40:
Banos runt Qy سومین فرمان ” آمادگی دربافت گفته ها و نظرات دیگران (گشودگی ذهن): - ایجاد امنیت با پرهیز از فضای آمیخته با جدل و اقتدار طلبی؛ - اعتمادبه هم و اطمینان از نبود آسیب و تحقیر: بستر آزاد سازی ذهنی؛ | ۱ - آمادگی برای تجدید نظر در تصورها و برداشت های ذهنی: پیش | شرط ایجاد ذهن باز و فضای بدون تعصب.

صفحه 41:
cans eriouim_Qy چهارمین فرمان 7 از دل سخن گفتن: - سخن كفتن از مطالب واقعاً مهم و تأثير كذار؛ - پرهیز از مطلق گرایی و کلی گوبی در باره دیگران؛ - پرداختن به واقعیت ها و سخن گفتن از خود.

صفحه 42:
Banos runt Qy گفتکوی هم افزا ” شنيدن (0: بنجمين فرمان ون ا - احترام كذاردن و آمادكى براى صراحت و يذيرش. طرف كفتكو؛ - گوش دادن‌با دقت و حضور ذهن (ایجاد امکان تمرکز و توجه نسبت ۱ به قضاوت های عکس العملی و منفعل خود نسبت به طرف گفتگو: - هم حس شدن با گوینده به هنگام شنیدن؛ - گوش دادن. زمینه ساز خلاقیتی چشمگیر؛ شنیدن به معنی آن که انسا نآنچنان گوش دهد تا طرف مقابل آنچه را نمی تواند بیان | کند, به زبان بیاورد.(لیوگود)

صفحه 43:
cans eriouim_Qy گفتکوی هم افزا پنجمین فرمان (ادامه) شنیدن (۲): - توجه به خود و درون خود. علاوه بر کسب نیروی تحول آفرین گوش دادن؛ - نگریستن به خود از افقی بالات - شرح و سعه ی صدر در برابرتفاوت ها و گوناگونی ها و ناشناخته ها. | مستمع, صاحب سخن را بر سر ذوق آوردا

صفحه 44:
و انمسامصت مسق گفتگوی هم افزا 7 بنجمين فرمان (ادامه) شنیدن (۲) - مخاطب واقعی داشتن. بعنی: مورد توجه قرار گرفتن و شناخته شدن! - گفتگو به منزله نوعی درمان و شفای درونی؛ - به رسمیت شناخته شدن و ایجاد احساس تعلق به فضای گفتگو. تس

صفحه 45:
و س0 تتعوى مراف ‎٠17‏ ‏تناقض شتاب زمانه و كفتكو :شتاب نياز زندكى روزمره سلس :تأمل و طمأنينه نياز به تفكر در كفتكو ۳

صفحه 46:
Banos runt Qy ششمين فرمان ” طمأنينه و يرهيز از شتاب: ۷- آهسته کردن روند گفتگو لازمه درک معلنی و اهمیت افكار و تأثير آنها؛ "- رهلیی از ساختار های حاکم بر ذهن ها و کسب توانایی ‏ | برای درک و پذپرش جنبه های جدید و خلاق جهان هستی.

صفحه 47:
Ai age ‏سامت صسی‎ Qy ‏هفتمین فرمان‎ ۲ تعلیق پیش فرض ها و ارزیابی ها: (sea)

صفحه 48:
الماك قرعت صسعق هفتمين فرمان (ادامه) ۷ تصمیمات و اعمال مابه وسيله ارزيلبى ها و تصورات خاص ما از جهان كه برروی واقعيات عينى برده افكنده اند. تعيين و اجرا مى شود. ۲ دیوید بوهم: ۶ 1 ۲ انسان بلید.با گفتگو, خود را آماده كن سازد كه در مورد فرضيات خويش شفاف | سخن بگوید. آنها را آشکار سازد و یا در صورت لزوم. برای مدتی مسکوت بگذارد. باید که جمله جان شوی, تا لابق جانان شوی! | ۱

صفحه 49:
Banos runt Qy a we ‏حمايت خلاق:‎ ” ‏بستری برای آموختن و فهمیدن متقلبل. و عاملی برای خلاقیت و تعمیق‎ - oe ‏عرضه تصورات و پیش داوری های خود و اطمینان به وجود منشأً‎ - ‏ارزیابی ها در درون خود انسان؛‎ ۴ v ”- به اطلاع رسانیدن تردید های خود درباره نتیجه گیری ها و قضاوت ها: "- سهیم ساختن دیگران در روند تفكر ونه فقط در محصول آن, نشان! دادن منشأً تفکرات به طرف گفتگو؛ ۲" - جرآت دادن به دیگران در باره شناسایی و ارزیابی تفکرات؛ - باور به این که, همه می توانند اشتباه کنند.

صفحه 50:
Banos runt Qy نهمین فرمان ۲ جویندگی: 22 اشتیاق برای آموختن؛ دگی و اشتیاق برای آموختن؛ ۷- طرح سوّالات ساده و صادقانه؛ ۲- دستیابی به تفاهم و اجتناب از جلب موافقت؛ ۱ ۷ پرهیز از بسندگی به دانسته های پیشین.

صفحه 51:
Banos runt Qy دهمین فرمان نظاره گر را نظاره کردن: ۲- ایجاد و پرورش ناظری درینی برای ملاحظه و توجه‌به عکس العمل هاء قضاوت ها انتقادات. عصبانیت ها و ترس های متقابل. در تعاملات و ارتباطات با دیگران در فرآیند گفتگو؛ | - بررسی مداوم افکار و احساسات. در فرایند گفتگو به عنوان ۱ قوام بخش روند تفکر؛ \ 2 ۷ بوهم: افکار وقتی تغییر می کنند که بررسی می شوند.

صفحه 52:
- وجود خشونت و میل به ابراز خشونت ۱ در دفاع از نظرات و عقاید خود؛ ۱ ۳ - تصور نادرست بکسان پنداشتن خود با ‎Ws.‏ ‎Dial ogudll 222 ae‏ | 7“ راه حل: - يذيرش پیشنهادهای اصلاحی؛ - تلاش براى همكرليى ميان اهداف معنوى. تمليل به شناخت حقيقت و حركت در مسير حق.

صفحه 53:
الماك قرعت صسعق آفتهاى كفتكو ” فقدان فضا و ظرف مشترك بر مبناى اعتماد متقابل؛ ” عدم ايجاد محيط امن براى بروز افكار و احساسات متنوع؛ ” ميل به إيجاد كروه همگون و بى تحرك؛ ” تمايل به حذف صاحبان افكار ديكر و نظرات مخالف و منتقدان.

صفحه 54:
بازى هاو 32 بى براى كفتكو '

صفحه 55:
cans eriouim_Qy ‏جوم‎ 5 ‏تمرین شنیدن‎ -۱ ‏هدف تمرین:‎ ‏در نتيجه اين تمرین. چند مطلب روشن می شود:‎ ” ‏خوب گوش دادن کار ساده ای نیست؛‎ 7 ‏سناخت نکرش وارزیابی خود مشکل است؛‎ وی گوینده احساس هی کند که مخاط حو گوس خی دهد احساس مطبوعی خواهد داشت.

صفحه 56:
Banos runt Qy ۱- تمرین شنیدن (ادامه) روند تمرین: ۲ دو نفر درباره موضوعی‌به صورت مولفق و مخللف گفت و گوی می كنند. براى اين كارء ابتدا بعد از شنیدن مطلب, نفر اول موضع موافق می كيرد.به لين ترتیب که‌بیک نفر موضع خود را در مورد مطلبی بیان می ۰ | کند. طرف مقلبل خوب گوش می دهد و ن موضع را تکرار می کند. | شخص كوينده بایستی به تکرار مطلب خود توجه ون را تأييد نمايد. بعد از تأیید. فرد مقلبل سعی‌عی کند.یک موضع مخلف را در برابر نظر . او بیان کند.

صفحه 57:
Banos runt Qy ۲- تمرین شنیدن هدف تمرین: "به هنكام گفتن: آگاهان به مطالبی که می خواهم بیان کنم. شکل ی دهم و تلاش حی کنم تا بفهمم که چه می گهیم و چه چیزی را پنهان می کنم. | ” به هنكام شنیدن‌نبا گوش فرا دادن آگاهلنه. سعى مى كنم خود را در جایگاه طرف مقلبل قرار دهم و ارزیلبی ها و پیش فرض های خود را به حالت تعلیق در آورم.

صفحه 58:
Banos runt Qy ۲- تمرین شنیدن (ادامه) روند تمرین: ۲ راهنما از حاضرین می خواهدبه گروه های دو نفره تقسیم شوند. سپس هر یک از افرادبه مدت ۵ دقيقه در مورد موضوع انتخلبی راهنما با عنوان «چه چیزی واقعاً برای من مهم است؟» صحبت می کنند. در هر نوبت. فرد مخاطب فقط گوش حی دهد و حرف گوینده را قطع نمی کند و بعد؛ هر آنچه را که شنیده بازگو می کند و نفر اول گوش می دهد. به همین ترتیب. نفر دوم مانند نفر اول, ۵ دقیقه صحبت می کند. ۴

صفحه 59:
Banos runt Qy ‏تمرین شنیدن (ادامه)‎ -۲ ‎oh i! WL”‏ تبادل نظر پیرامون برداشت و تجوبه همچنان که در زیر می آید انجام می گردد: ‎selene‏ ‎7 7 50. ‏الف) به هنكام صحبت كردن؛ سلا 3 او ‏; 1 | ب) به هنگام شنیدن؛ تک تا ۱ ج) به هنكام تكرار مطلبى كه شنيده بودم؛ 1 ۱ ‎oy ‏د) شنیدن آنچه که دیگری از سخن من برداشت کرده بود. ‎

صفحه 60:
Banos runt Qy ۲- تمرین شنیدن (ادامه) بازنگری: ‎ag LY‏ حد می تولنم عکس العمل های خود را نسبت‌به آنچه که شنیده ام. به حللت تعلیق در آورم و سعی کنم. بدون پیش داوری حرف طرف مقابل را بشنوم؟ ‏برداشتم» هنكلمى كه كس ديكرى حرف های مرا تعریف می کند. ‏ ‏چگونه تغییر می کند؟ ‎

صفحه 61:
و €—_— وی هرز ۳- بازنگری به کمک نردبان استنباط ۲ بسیاری از اوقات. در گفت و گو و ارتباط بین انسان ها سوء تفاهملتی ایجاد می شود. لین امری طبیعی است. زیرا تعامل انسانی بسیار پیچیده است. اگر انسان تیری رلبه هدف بزندسبه راحتی حی تولند ببیند که تیربه هدف خورده است‌یا نه. لما در تعلمل میان انسان ها. تأثیر بیان بستگیبه چگونگی برداشت طرف مقلبل دارد. در مسیر تفاهم متقلبل. روند از لین ۱ هم پیچیده تر است و بلید آگاه بود که برداشت هر فرد. شخصی است و ۱ بستگی به ذهنیت او دارد. در ارتباط بین انسان هاء معمولاً کمتربه لين | موارد دقت و لذا موجب گله می شود.

صفحه 62:
و €—_— وی هرز ۳- بازنگری به کمک نردبان استنباط (ادامه) 7 اگر از فردی گله مند شویم. بهترین کار تن است که با وی در مورد موضوع و علت گله گفت و گو کنیم. وقتی می خواهیم‌با فرد مورد نظر درباره احساس خومان نسبت‌به عمل و رفتار وی صحبت کنیم. لین سوال اساسی مطرح می شود که چرا چنین کاری رامی خواهیم انجام دهیم. لیا عى خواهيم به او بفهمانيم كه كارش اشتباه بوده است ونيا مايليم مشكلى | ۱ ۱ بهترین کار در چنین مواقعی. آگاهی از این مطلب است که برای ما۱ روشن باشد. از طرف مقلبل چه انتظاری داریم. لین کار می تولند از طریق ابراز خواسته و انتظارمان صورت گیرد. پس از آمن. باید از طرف مقابلل پرسید که چه احساس و برداشتی از انتظار و خواسته ما دارد؟ را که در این مورد پیش آمده است. تصحیح کنیم؟ ‎v‏

صفحه 63:
‎cans eriouim_Qy‏ مد ‏۳- بازنگری به کمک نردبان استنباط (ادامه) ‏۲ گروهی سه نفره تشکیل دهید. هر کس به تنهایی موقعیتی را از تجارب شخصی خودبه یاد آورد که در آن قضاوتی به همراه احساسات شید نسبت به فرد مقلبل داشته و ملیل بوده است که آن را به اطلاع تس ال در سای ‏” هر كس به تنهایی, توضیحاتی در مورد آن تجربه یادداشت کند. | 7 هر کس‌به تنهليى. مطللبی در باره نوع ارتباط خودبا فرد مورد نظر و | نيز هدف و منظوری را که از این بازنگری دارد. بادداشت کند. ‎

صفحه 64:
‎cans eriouim_Qy‏ وی مه ۳- بازنکری به کمک نردبان استنباط (ادامه) ‏۲ در هر گروه سه نفره: نفر اول, چارچوب موفقیت را توصیف و هدف خود از این بازنگری را اعلام می کند؛ نفر دوم نقش طرف مقلبل وی را در لین داستان بازی می کند و نفر سوم. نقش ناظر رابه عهده می گیرد. پس از آن. نفر اول و دوم نقش بازیگران اصلی ن . ۱ تجربه را ایفاء می کنند. | ۲ نقش ها عوض می شوند و لين بار نفر دوم. تجربه شخصی خود و | هدف از بازنگری را توضیح می دهد. ‎

صفحه 65:
Wie ‏وى‎ seers ‏و‎ ۳- بازنگری به کمک نردبان استنباط (ادامه) ۲ در پایان, با طرح سالات زیر به تبادل نظر می پردازند: - چه چیزی در روند بازنگری برایم دشوار بود؟ - هنگام بازنگری تا چه اندازه توانستم احساسات خود را درک کنم؟ - در روند بازنگری چه احساسی نسبت به طرف مقابل تجربه خود | ۱ داشتم؟

صفحه 66:
cans eriouim_Qy ۱- داده ها وقتی که شنیدم. بازسازى واقعيا گفتگوی هم افزا ۳- بازنگری به کمک نردبان استنباط (ادامه) ۲-احساسات احساس کردم. ترس خوشحالی ‎one‏ تصرت ۳- تصورات و فرضیات فكر مى كردم. (از تردبان نتيجه كيرى بالا رفتن» ؟- تمایلات میل دارم (احترام. دوری. توضیح...) ۵- خواسته مشخص ‎pide pe Relea che‏

صفحه 67:
Banos runt Qy كفتكوى هم اف ۳- بازنگری به کمک فردبان استنباط (ادامه) مثال وقتی گفتی امشب در می آیی (داده ها)؛ ۲ ناراحت و عصبانی شدم (احساسات)؛ ” زیرا تصور کردم برای تو چیزهای دیگری مهم تر است (تصورات): ۲ میل دارم وقت بیشتری برای من بگذاری (تمایلات)؛ ۲ خواهش می کنم نظرت را به من بگو (خواسته مشخص).

صفحه 68:
‎cans eriouim_Qy‏ وی مه ‏۴- تمرین‌هایی در قالب گفت و گو ‎IES ‏موقعیتی از زندگی خود را مثال بزنید که‌با تغییرات به خوبی‎ -١ ‏آمده اید. چه چیزی در لّن موقعیت به شما کمک کرد؟ چه نفعی در‎ ‏” اجرا: حدود ۵ دقیقه وقت برای فکر کردن و یادداشت آن دارید. . | سپس موضوع را در قالب گفت و گو در جمع مطرح نماپید. \ ‎

صفحه 69:
‎Banos runt Qy‏ گفتگوی هم افزا ۴- تمرین 3 در قالب كفت و كو (ادامه) ۲- یکی از نزدیکان خود را در نظر بگیرید. (فرزند. مادر. پدر همسر ‏و ...) در این لحظه چه رابطه ای با او دارید؟ وقتی به او از منظر تأکید» می نگرید. چه وبژگی خاصی در او می بینید؟ ‎ ‏” اجرا: حدود ۵ دقيقه وقت برای فکر کردن و یادداشت آن دارید. ‏ | ‎as :‏ | سپس موضوع را در قالب گفت و گو در جمع مطرح نمایید. ۱ ‎

صفحه 70:
2 ‏كفتكوى هم فا‎ Banos runt Qy ۴- تمرین هایی در قالب گفت و گو (ادامه) ۳- ارزیابی: ‎vo‏ چه چیز تازه ای در خود یافتید؟ ۲ چه برداشتی از طرح موضوع به صورت گفت و گو در جمع دارید؟ ” اين تجربه. چه تأثیری بر روی رفتار های آتی شما خواهد داشت؟ ‎v‏

صفحه 71:
Banos runt Qy گفتگوی هم اف 7 ۵- تمرین توجه به «تفاوت بین مشاهده و قضاوت» لبه هنكام ارتباط و گفت و گوبا دیگران بلیدبه لین نکته توجه داشت که میان مشاهده و قضاوت. تفاوت وجود دارد. لین که هنگام ارزیلبی سخن و رفتار دیگران. تا چه حد نوع ارزیلبی به خود ما بستگی دارد.به عبارت دیگر. تا چه اندازه حاضر هستیم بخشی از مسئولیت این ارزبابی را خود به عهده بگیریم.

صفحه 72:
‎QY‏ -المسامصت صسى گفتگوی هم افزا 4 - تقمرين توجه به «تفاوت بين مشاهده و قضاوت» (١ذامه)‏ ” مثال: شخصى را با دو صفت مثبت و منفی توصیف می کنیم: - احمد وقت نشناس است. - احمد مهربان است. ‏- حال. زمینه صفتی را که به احمد نسبت داده ایم. در خود جستجو می کنیم.. . ‎| ‎۱ ‏۱ ‏- از بد قولی احمد بارها عصبانی شده ام. ۱ ‏- احساس می کنم احمد نسبت به من مهربان است. ‏- در اینجا برای درک لین که چه اندازه از تصورات و خواسته های عا در ارزیابی مان تأثیر داشته است. تلاش می کنیم. ‏- به مهربانی احمد توجه می کنم. چون مهربانی و دوستی برای من اهمیت دارد. ‎

صفحه 73:
Banos runt Qy گفتکوی هم افزا ۵- تمرین توجه به «تفاوت بین مشاهده و قضاوت» (ادامه) -به وقت نشناسی احمد توجه می کنم. چون دوست دارم روی حرف دیگران حساب کنم. - اکنون زملنی است که بلید.با تأمل و اندیشه. حالت یادگیری را در خود ایجاد نماییم و تلاش کنیم.تلبه جای قضاوت های منفی نسبت به دیگری. در جستجوی نکات مثبتی در او باشیم. برای مثال از خود بپرسیم. صفتی . | که در دیگری نمی پسندیم چه معنا و اهمیتی برای او دارد و اگر خود . ۱ چنین صفتی داشتیم. احساس مان چه بود؟ - مثال: احمد. کارهای مفید زیادی انجام می دهد که از نظر او مهم تر از وقت شناسی است.یا لین که. من از ترس آبروریزی جلوی دیگران: به وقت شناسى اهميت مى دهم!!! ‎١‏

صفحه 74:
Banos runt Qy ۶- داستان جکش شخصی برای نصب تابلو به دیوار خلنه اش به چکش نیاز داشت. فکر کرد می تواند از همسایه اش بگیرد. اما تردید کرد؛ شاید همسایه چکش رابه او قفرض ندهد. با خود گفت: دیشب وقتی مرا دید. سلام نکرد. هفته قبل هم همسرش‌با من برخورد خوبی نداشت. اصلا گمان می کنم مرد خسیسی باشد. هیچ وقت از او خوشم نیامد. تصور وجود ۱ چنین آدم هایی چقدر سخت است! چه وحشتناک! که این شخص | همسایه من است. بله. باید جرأت کنم و نظرم را به او بگویم. ۱ با عصبانیت به در خلنه همسایه رفت. همسایه با خوشرویی در را باز و دوستانه او را به داخل دعوت کرد. مرد تند و عصبی به او گفت: ‎ee‏ ‏اصلاً چکش نمی خواهم!

صفحه 75:
cans eriouim_Qy ‏داستان جزیره‎ -۷ تعدادی از همکاران بیک شرکت. مرکب از دو زن و سه مرد به مدت دو هفته فرصتی برای مسافرت به یک جزیره به دست می آورند. بعد از مراجعت. از آنان سوّال می شود. آیا در سفر به آنان خوش گذشته است؟ ایلی جواب می دهد: به من خیلی خوش گذشت. جای آرامی بود. موقعیت مناسبی برای مطالعه به دست آوردم و خوب استراحت کردم. ۰ ۱ \ دومی جواب می دهدنبه نظر من لین مسافرت کمی کسل کننده بود. جز | دیدن طیعت. خر دیگری ‎Sed‏ چند رسنوران داست و اصار باشگاه ورزشی نداشت.

صفحه 76:
Banos runt Qy ۷- داستان جزیره (ادامه) سومی گفت:من راضی هستم. زیرابا بعضی از افراد بیمی در آن جا آشنا شدم و آّن ها مرابه یک جشن عروسی محلی بردند. در شهر از اين خبرها نیست و خیلی چیزهای جللب مربوط‌به سنت ها و رسوم را از آن جا ياد كرفتم. جهارمى كفت: من از سفر جندان خوشم نيامد. زيرا من در انتظار برنامه ‏ | هاى هفتكى بودم. عروسى جللب بود ولى عن شبيه آن را در سفر ديكرى ‏ | مشاهده کرده بودم. در بروشور كن سفر نوشته شده بود كه امكان بازديد ‎١‏ ‏از بعضى جاهاى ديدنى سنتى وجود دارد. لما خيلى معمولى بود. در نصف ‎١‏ ‏روز همه اين ديدنى ها را ديدم و ميل ندارم دوباره به آن جا بروم.

صفحه 77:
cans eriouim_Qy ‏داستان جزیره (ادامه)‎ -۷ پنجمی گفت: از جزیره خیلی خوشم آمد. زیرا کلی گردش کردم و مناظر زیادی را دیدم. جای خلوتی بود. از این دو هفته لذت بردم. پنج نفر دریک جزیره احساسات مختلفی داشتند: یکی خوشش آمد. برای دیگری کسالت آور بود. سومی راضی و چهارمی مأیوس بود. . ( علت احساسات مختلف. در انتظارات و نیازهای مختلفی وجود دارد ۱ که برآورده می شود و یا نمی شود. آیابه شما در چنین جزیره ای | خوش می گذرد؟ براساس چه نیاز, انتظار و خواسته ای؟ ۱

صفحه 78:
Banos runt Qy ۷- داستان جزیره (ادامه) به عهده گرفتن مسئولیت احساسات خود به طوری که داستان جزیره نشان عی دهد. نیازها و ارزش های متفاوت باعث بروز احساسات متفاوت شده اند. لین که علت عکس العمل ها و اعتاسات را بلید در درون شحص جستجو کرد. برای گفت و كوو ۱۳ ارتباط یک مسأله کلیدی است. لین امربه آن معناست که. هر کس. | خود مسئول احساسات خود ی باشد. اگر درییک وضعیت دشوار. شما ۱ روشن کنید که قسمتی از احساسات ناخوشایندتان به نیازهایتان مربوط است. بهتر می توانید با دیگران ار تباط بر قرار نمایید. ۱

صفحه 79:
Banos runt Qy ۸- داستان مغازه خدا وارد مغازه خدا شدم! یک فرشته آنجا ابستاده بود. با تعجب گفتم: فرشته مقدس خداء چه می فروشی؟ فرشته گفت: نعمت های خدا را. گفتم: این نعمت ها گران است؟ | كفت: نه. مجانی است. نگاه کردم. مغازه پر بود از کوزه های خوشبختی. بسته های امید. زنبیل های رضایت. جعبه های درس و حکمت. کیف های پر از اعتماد و ... 1

صفحه 80:
Banos runt Qy ۸- داستان مغازه خدا (ادامه) با جرت به فرشته گفتم: خواهش می کنم یک کوزه ایمان بده. خوشبختی و رضایت برای من و همسایه ها. مقدار زیادی سپاس و عشق و بخشش نسبت به دیگران. فرشته با تلاش و جدیت. یک بسته درست کرد و همه آنها را در آلن گذاشت. ۱ با تعجب پرسیدم: این همه چیز در این بسته کوچک جا شده؟ ۱ فرشته جواب داد: در مغازه خداء. ما بذر می فروشیم نه میوه!

صفحه 81:
Banos runt Qy - داستان پیرمرد پیرمردی روستابی. اسب سفید زیبلیی داشت. همه. حتی ثروتمندان هم به او حسادت می کردند. که فقیر بود. حاضر نبود ن را بفروشد. روزی اسب گم شد. اهللی روستا گفتند: می دانستیم که سرانجام اسب را حی دزدند. بیچاره پیر مرد! بدون اسب چه خواهد کرد؟ پیرمرد گفت: عجله نکنید! اسب دیگر در اصطبل نیست. قضاوت نکنید! کسی چه می دلند؟ شاید ۱ رفتن اسب. خوشبختی و برکت باشد. ۱ مردبه شدت اسب را دوست داشت وبا این ت اين است كه | پس از دو هفته. ‎Leal‏ مله اى اسب وحشى برگشت. اهالی گفتند: تو حق داشتی. فرار اسب برکت بودنه بدبختی. پیرمرد پاسخ داد: باز هم عجلله می کنید. واقعیت فقط این است که اسب برگشته است. ۱

صفحه 82:
Banos runt Qy ۹- داستان پیرمرد (ادامه) پسر پیرمرد شروع.به تربیت اسب ها کرد. بعد از چند روز. پسرک از اسب افتاد و پلیش شکست. مردم گفتند: لين بار هم تو حق داشتی! لین ماجرا بدبختی بودنه برکت. پای تنها پسرت که بلید ازتو مراقبت کند. شکست. او جواب داد: باز هم عجله می کنید. بگویید پای پسر من شکسته است. کسی چه می داند که این امر برکت است با بدبختی؟ | در همان ایام. جنگی در گرفت و همه مردان و جوانان روستا به ارتش پیوستند. تنهاء پسر پیرمرد بود که در خلنه ماند. اهللی : حق‌باقو( بود. شکستن پایک برکت بودنه بدبختی. پیر مرد جواب داد: چرا همیشه اسیر قضاوت ها هستید. واقعیت این است که پسران شما به ارنش پیوسته اند و پسر من. نه کسی نمی داند این امر برکت است با بدبحتا 1

صفحه 83:
Banos runt Qy ۰ع- داستان ‎bee‏ چوپانی گوسفندان خود را بسه چرا برده بود. کسی به او گفت: چه گوسفندان زیبایی. می توانم سوألی بپرسم؟ چوپان پاسخ داد: بله. مرد پرسید: این گوسفندان هر روز چقدر راه می روند؟ ج: سياه ها يا سفيدها؟ ۱ م: سفيدها! چ: تقریباً ۶ کیلومتر. م: سیاه ها چقدر؟

صفحه 84:
Banos runt Qy ۰- داستان جوبان (ادامه) چ: تقریباً ۶ کیلومتر, م: چقدر علف می خورند؟ ج: سفيدها يا سياه ها؟ م: سفید هاا ج: تقریباً روزی ۲ کیلو. | م: سياه ها جقدر؟ ج: تقریباً روزی ۲ کیلو. م: هر سال چقدر از آنها پشم می گیرید؟

صفحه 85:
cans eriouim_Qy ‏۰ع- داستان جویان (ادامه)‎ ج: ازسفيدها يا سياه ها؟ م: سفيدها. ج: تقريبا سالى ‎١‏ كيلو. م: سياه ها؟ چ: تقریبا سالی ۲ کیلد. ۱ مرد با تعجب پرسید: چرا هر دفعه سیاه ها و سفیدها را از هم جدا می کنید؟ ۰( چوپان جواب داد: معلوم است. چون سفیدها مال من است. مرد گفت: حالا فهمیدم! سیاه ها مال کیست؟ چوپان گفت: آنها هم مال من !

صفحه 86:
Banos runt Qy ۱- داستان سبکباری مردی در راه بود. کدوی بزرگ و نیمه خرلبی را روی سر حمل می کرد. ذر دست رانت‌تیک سنگ بی قواره و در دست چپ:تیک سنگ خارای بزرگ داشت. دور گردنش شال کهنه ای بود که سنگ آسیایی رابه آن آویزان کرده بود. روی شلنه اش. مشکی آب داشت. کوله پشتی بزرگی پر از شن را روی پشت حمل می کرد و دور پاهلیش زنجیری نگ زده . | با چند وزنه بسته بود.با لین وضعی که داشت‌به سختی راه می رفت و | دائماً می بایست مراقب کدوی روی سرش باشد. ۱ کسی او را دید و پرسید: با این سنگ ها در دست ات. چه می کنی؟

صفحه 87:
Banos runt Qy ۱- داستان سبکباری (ادامه) مرد گفت: کدام سنگ ها؟ اصلاً متوجه آنها نبودم. نیازی‌به آنها ندارم! و سنگ ها را روی زمین انداخت. از آن شخص تشکر کرد و گفت: سبک تر شدم! حدود ظهر شخص دیگری‌به او رسید و پرسید: آن چیست که روی سرت گذاشته ای؟ ۱ مرد پاسخ داد: روی سر من؟! مگر چیزی روی سر من است؟! آن شخص گفت: یک کدوی بزرگ و نیمه خراب!! مرد گفت: حواسم نبود و کدو را انداخت. سپس گفت: چقدر راحت شدم.:

صفحه 88:
cans eriouim_Qy ‏داستان سبکباری (ادامه)‎ -۱ در گرمای بعد از ظهر راه می سپرد که فرد دیگری از او پرسید: برای چه‌با خودت شن می بری؟ زمین پر از شن است؟ مرد در جواب گفت: شن؟ مگر من شن حمل می کنم؟! کجاست؟ آن فرد پاسخ داد: توی کهله پشتی ات. مرد. شن ها را هم روی زمین ریخت وبه راهش ادامه داد. همان فرد پرسید: مشک آب برای چه؟ رودخلنه و لب گوارای آن را نمى بينى؟ مرد. كب ها را | هم روی زمین ریخت و گفت: ممنونم. چقدر سبکبار شدم. آن شخص باز هم | سوال كرد: لين زنجیر ها و وزنه ها را چرابه پلیت بسته اى؟ مرد كفت: لها | راست می گهیی و زنجیرها را هم از پای خود در آورد وبه راهش ادامه داد. | اما هنوز اندکی خمیده بود. هنگام غروب. یک نفر دیگر او را متوجه سنگا آسیابی کرد که به گردن آویخته بود. آن را هم به زمین گذاشت. هنگام شب. آرام و سبکبار به دنبال جایی برای استراحت می گشت!!!

صفحه 89:
cans eriouim_Qy ‏اا- داستان قدر ت‎ )( ‏سناریوی‎ ۲ - پیام رادیمیی محل : لطفا برای جلوگیری از تصادف. مسیر را ۱۵ درجه به طرف شمال تغییر دهید. - پیام رادییبی محل ۲: دستور می دهم مسیر خود را ۱۵ درجه‌به طرف جنوب تغییر دهید.

صفحه 90:
Banos runt Qy ‏داستان قدرت (ادامه)‎ -۱ 7 سناریوی (۲) - پیام رادیویی محل !: اینجا کاپیتان یسک تیسم جنگی امریکا صحبت می کند. مسیر خود را تغییر دهید. - پیام رادیویی محل ۲: خیر. شما مسیر خود را تغیبر دهید.

صفحه 91:
Banos runt Qy ۱- داستان قدرت (ادامه) ۷ سناریوی (۳) - پیام رادیییی معل ا: اینجا کشتی هواپیما بر اینتر پرلیس است. ما کشتی جنگی نیروی هوایی امریکا هستیم. مسیر خود را عوض کنید. - پیام رادیوبی محل ۲: ما محل فانوس دربایی هستیم. \

صفحه 92:
Banos runt Qy ‏داستان سقراط و منون‎ -۳ Ay ‏سقراط در منون افلاطون, باز هم سرگرم گفتگوبا کسی است که‌به شدت‎ ‏درستی عقیده ای مبتنی بر عرف عام مطمثن است. منون درباره رابطه میان‎ ‏ثروت و فضیلت عقیده ای دارد و می گهید: برای با فضیلت بودن بلید بسیار‎ ‏ثروتمند بود و فقر بدون استثناء برخاسته از ضعف شخصی است‌نه حاصل‎ ‏تصادف و پیشامد.‎ سقراط: و مقصودت از نیک. چیزهلیی مانند تندرستی و توانگری است؟ پا منون: آری. سیم و زر و جاه نیز از آن قبیلند. سقراط:... نمی خواهی دست کم‌به ن تعریفی بیفزلیی (سیم و زری که با عدللت و درستى.به دست ليد)؟-يا معتقدى كه آّن چیزها را ازأعر رامبه دي آوردیم. دارای فضیلت می گردیم؟ ۱ ۱ ۴ | ۱

صفحه 93:
Banos runt Qy گفتکوی هم افزا ۳- داستان سقراط و منون (ادامه) منون: البته زر و سیم باید به درستی فراهم آید. سقراط: پس عی گهیی. تحصیل سیم و زر بلیدبا عدالت و خویشتنداری و دینداری پا دیگر اجزای فضیلت همراه باشد و گرنه تحصیل سیم و زر به تنهایی. با این که خوب است. فضیلت نیست؟ منون: چنین می نماید. | سقراط: پس معلوم می شود به دست آوردن يالبه دست نیاوردن چیزهایی که نیک می شماری, نه از فضیلت آدمی می کاهد و نه بر آن می افزاید و فقط هر ۱ چه با عدللت همراه است. مولفق فضیلت است و آنچه با ظلم همراه است. بدی و رذیلت. ۱ منون: گمان می کنم راستی همین است.

صفحه 94:
و €—_— وى ‎Wie‏ ‏۲- داستان سقراط و منون (ادامه) در چند لحظه منون فهمید که پول و قدرت فی نفسه شرایط لازم و کافی فضیلت نیستند. ثروتمندان ممکن است قلبل ستایش باشند. ملی این ‎pal‏ بستگی داردبه چگونگی‌به دست آوردن كن ثروت. درست همان طور كه فقر نمى تولند.به خودى خود نشان دهنده ارزش اخلاقى كسى باشد. هیچ دلیل محکمی وجود ندارد که فردی ثروتمند فکر کند دارایی . | هایش فضیلت او را تضمین می کنند. و هیچ دلیل قاطعی وجود ندارد که . ۱ ۲ ری بندارد. تنگدستی اش نشانه رذیلت است. ۱

صفحه 95:
Banos runt Qy ۳- داستان سقراط و لاخس جه رولیت افلاطون: روزی سقراط در آتن, با دو سردار به نام های نیکیاس و لاخس روبرو می شود که مورد احترام ریش سفیدان و ستایش جوانان شهر بودند و مقدر بود در مقام سرباز بمیرند. لين سرداران‌به عقیده ای مبتنی بر عرف عام باور داشتند. یعنی این که برای شجاع بودن. شخص بلید عضو لشکر باشد. در جنگ پیشروی | کند و دشمنان را بکشد. سقراط. چس از روبرو شدن‌با آنها به شیوه | همیشگی خود. شروع به پرسش از آنان کرد: سقراط: لاخس. ‎Le‏ تعریفی از شجاعت ارائه کنیم. لاخس: سقراط لین کار دشوار نیست. کسی که در برابر دشمن مردانه می ایستد و نمی گریزد. شجاع است.

صفحه 96:
‎Banos runt Qy‏ گفتکوی هم افزا ۳- داستان سقراط و لاخس (ادامه) ‏ولی سقراط به یاد می آورد که در جنگ پااقه. در ۴۷۹ قبل از میلاد. یک لشکر یونلنی.به فرماندهی پوسانیاس. نلیب السلطنه اسپارت. ابتدا عقب نشینی کرد. سپس شجاعلنه ارتش ایران‌به فرماندهی مردونیوس را شکست داد. ‏سقراط: بی گمان شنیده ای که در خبرد پلاته. اسپارتی ها چون با | ایرانی ها روبرو شدند. برجای نایستادند و گریختند. ولی همین که صف . | ایرانیان از هم پراکنده شد. بازگشتند وبه شیوه سواران بر دشمن تاختند و از میدان پیروز در آمدند. ‏لاخس دوباره مجبور می شود فکر کند وبا دومین عقیده مبتنی بر ‏عرف عام پیش می رود: شجاعت نوعی پایداری است ولی پایداری ممکن است همان گونه که سقراط گفت. ذ ‎ ‏إيج زبانباری داشته باشد. , ‎

صفحه 97:
‎Banos runt Qy‏ گفتکوی هم افزا ۳- داستان سقراط و لاخس (ادامه) ‏برای تملیز گذاشتن میان شجاعت حقیقی و جنون. مولفه دیگری مورد نیاز است. نیکیاس همراه لاخس‌.به هدلیت سقراط می گوید: شجاعت نیازمند داشتن دلنش است. یعنی آگاهی از خوب وبد. و ممکن نیست همواره محدود به میدان خبرد باشد. تنها در گفتگوی مختصری در ‎glad‏ باز, نابسندگی های مهم تعریف متداول از یک فضیلت بسیار | ‎ ‏خارج از میدان جنگ وبی توجهی‌به اهمیت دلنش همراه با پایداری را | نشان داد. ممکن است لین مسئله. ناچیزبه نظر رسیده باشد. ولی ۰ ۱ پیامدهای زیادی داشته است. اگر پیش از لین, امیر ایتش فکر می کرد صدور فرمان عقب نشینیبه لشکر نشلنه ترس است. حتی وقتی تنها جر ها ی و ا ور افزایش می داد و او را به ایستادگی در برابر انتقادها ترغیب می کرد. ۱ ‎

صفحه 98:
ول انمسمعمت صق ۳- داستان سقراط و لاخس (ادامه) تفه خيلى خوتسالم كه سوراخ قايق جدابى مكانى در روند علت و معلول لكك گفتگوی هم افزا ‎٠/277‏

صفحه 99:
x! 2 ‏هم افزا‎ os ‏و سامت صسى‎ ۳- داستان سقراط و لاخس (ادامه) فاصله زمانی در روند علت و معلول

صفحه 100:
2 ‏کفتگوی هم افزا‎ cans eriouim_Qy

62,000 تومان