آشنايي با مرلين منسون .1بيوگرافي " مرلين منسون " نام مستعار " برايان وارنر " متولد سال 1969ميالدي از يك خانواده فقير و سطح پايين فرهنگي در منطقه كانتون اوهايو آمريكا ميباشد .وي دوران كودكي سختي را پشتسر گذاشته و همواره با آرزوهاي كوچك اما دستنيافتني اقتصادي و مالي و آنچه در برهه زماني موردنظر ،حداقلهاي يك زندگي را براي يك كودك و نوجوان در آمريكاي افسار گسيخته الزم ميساخت بزرگ شد . وارنر دوران كودكي پر از حسرت خود را به جواني ميرساند .در حالي كه گروهي نيز اظهار كردهاند وي مدتي را در يك مدرسه مذهبي مسيحي تحصيل كردهاست .برايان در سن 18سالگي ضمن نقل مكان به منطقه تامپاباي در فلوريدا به شغل روزنامهنگاري روي ميآورد . وارنر در طول اين مدت مطالب مختلفي را با قلمي ضعيف و سطحينگر در نقد اشعار موسيقيهاي مبتذل و سخيف " متال " و " راك " به رشته تحرير در ميآورد .گروهي از هواداران وي به غلط او را منتقد متاليكا معرفي ميكنند .اما آنچه با اطمينان درخصوص اين لهاي جواني برايان برهه زماني شيطانمدرن ميتوان اظهارنظر كرد ،اين است كه سا لهاي آشنايي وي با فضاي مسموم گروههاي شيطانپرستي و اقمار آن نظير گروههاي سا متاليكا ،هيپي و ...است . بديهي است از آن ساخت فاسد فرهنگي ،اگر انسانهايي به غير از برايان وارنر شكل بگيرند ،محل ترديد وجود خواهد داشت و اين هشداري است جدي به آينده تمامي كشورهايي كه در زمينه اقدام ديرهنگام مهندسي فرهنگي ،هنوز هيچ تحركي را صورت ندادهاند . در هر حال وي پس از آشنايي با اسكات ميچل گيتاريست فعال در برخي گروههاي كوچك و نه چندان حرفهاي راك ،گروه متاليكاي خود را تشكيل ميدهد . لها نام مرلين منسون را با تركيب نام دو نفر ديگر بر خود ميگذارد . وي در اين سا نام مرلين را از بازيگر زن بنام هاليوودي " مرلين مانرو " كه شهرت به فساد و بازي در فيلمهاي غيراخالقي داشت و از ظاهر زيبايي برخوردار بود و منسون را نيز از نام يك كشيش ناراضي فرقهگرايي مسيحي برميگزيند .وي با همكاري عناصر ديگري همچون " گجت گين " نوازنده باس " ،مادونا واين " ،نوازنده كيبورد و " اسپوكي كيدز " چند مجموعه موسيقي را ضبط و روانه بازار مينمايد . پس از انجام اقدامات جسورانه گروه منسون در انتخاب رنگبندي صحنه ،نوع اجرا ، گستاخي در استفاده از الفاظ ركيك و ترويج فحشا در آثار ايشان " ،ترنست رزنور " (يكي از فعاالن گروه متاليكا در آمريكا) در سال 1993زمينه تبادلنظر گروه منسون كه دچار تغييرات راديكالتري نيز شده بود را با مدير يك شركت فعال در حوزه موسيقي آمريكا بنام "تايتينگ ريكورد زليپل " را فراهم ميآورد . عناصر تازه وارد گروه و مدير شركت ياد شده زمينههاي گرايش بيشتر شيطانمدرن را به وحشيگري در صحنههاي اجرا و انجام اعمال خارقالعاده يك انسان سالم و داراي هويت انساني را فراهم ميآورند.منسون در اين سالها و به سرعت عصر توحش موسيقيايياش را پشت سر گذاشت و به ستاره مبتذل ،اما پرمخاطب رسانههاي آمريكايي بدل شد . اين اقدامات او را از جايگاه يك مطرب محلي در فلوريداي جنوبي خارج و از او چهرهاي ملي در آمريكا ساخت .در طول اين مدت نگرانيهاي برخي از اقشار اجتماعي از هنجارشكني وحشتزاي اين فرد ،زمينههاي مقاومتهاي داوطلبانه و لغو برخي از برنامههاي عمومي منسون را فراهم آورد .او در اين سالها آلبومهاي ضد مسيح (يا آنتي كريست) ،هاليوود ،حيوانات مكانيكي و ...را منتشر كرد .ناگفته نماند كه حضور معنادار روزنامههاي آمريكايي در چهرهسازي اين عنصر نامطلوب فرهنگي نيز بيتاثير نبوده كه در جاي خود مورد بحث قرار خواهد گرفت. او در سال 1997به يكي از خبرسازترين چهرههاي جهان بدل شد .اما آنچه بايد ذكر شود ،آن است كه محصول اين فعاليتها شهرت و ثروت بسيار زيادي است كه حداقل 5نسل بعد از اين خواننده متاليكا را بيمه كردهاست و بسياري از آگاهان نامبرده را از سوپرميليونرها يا بهتر بگويم ميلياردرهاي جهان ميشناسند كه به كمك تسلط بر احساسات جوانان دورمانده از معنويت و به مدد كارهاي شنيع توانسته است ثروت كالني را جذب حسابهاي بانكياش نمايد. سبك خاصي را نيز در ارائه آثار موسيقيايي به منسون نميتوان نسبت داد ،اگرچه همانطور كه اشاره شد پايه تمهاي آثار وي همان پايههاي برگرفته شده از موسيقي متال است .اما اگر ميخواهيم درك درستي از سبك موسيقي وي داشتهباشيم تداعي قارچهاي روييده بر ريشه درختان جنگلي و يا ساير انگلها ميتواند ترسيمگر منظور نگارنده از طرح موضوع باشد . عامل سودجويي در تبيين خطمشي منسون نقش ويژهاي را عهدهدار است و اما بايد يادآور شد كه از فعاليت وي سود سرشاري نصيب كمپانيهاي طرف قرارداد تبليغاتي با او كردهاست كه در زمينههاي مختلفي از جمله زيورآالت ،لباس و ...فعاليت اقتصادي دارند . .2عقايد هيچ عقيده ثابتي را نميتوان به منسون نسبت داد ،او مظهر القيدي و بيعقيدگي محض است و ن و بزرگي اين موجود رانده آنجا كه پاي عقيده به ميان كشيده ميشود آن عقيده به شيطا شدهاست .لكن از آنجا كه انسانهاي بيعقيده و مكاتب بيعقيده بايد در پي انجام اعمال خود س نياز در جستجوي ايشان معمول به فلسفهبافي بپردازند تا مرموزتر و در نتيجه احسا داشتهشود ،او نيز فلسفهبافيهايي را طرح مينمايد .به عبارتي ديگر فلسفهبافي به كمك " مشتريداشتن " و ماندگاري مشتريان به كار او آمدهاست .وارد شدن در تونلي يا سالني كه با تصاوير هر چند بيربط تزيين شدهاست كمك ميكند تا مخاطبانش مدت بيشتري را در اين تونل يا سالن باقي بمانند و در نتيجه گزارش ميكنند كه " ما فالن ميزان مخاطب را داريم " . منسون اولين ديدگاهش در صدور عقايد يا فلسفهبافيها همين مورد است ،يعني نگاه داشتن بيشتر مشتريان در صف انتظار دريافت توليدات فكري جديد . در مرحله بعد القاي مفاسد فكري و عقيدتي در دستور كار وي قرار دارد كه در صدر آن همان بيعقيدگي است . بيعقيدگي كه در پلوراليسم يا نسبتگرايي نيز رخ مينمايد امروزه شاخصه زيربناي بسياري از مكاتب فكري است ،بد نيست در اينجا متذكر شويم كه منسون مصداق نسبيتگرايي در حوزه اخالق است . در هر حال اين شيطانمدرن به نظر گروهي يك متاليكا وبه نظر گروهي ديگر يك پانكيسم است . عمق سطحينگري منسون را ميتوان در القابي كه مردم به او نسبت داده اند جستجو كرد ،مانند "ديوانه پليد ،شيطانبزرگ ،ابلهرذل ،انسان سگصفت ،خبرساز ،پولدوست شهوتپرست ،،كشفنشده ،فرزند شيطان و مظهر شيطان " . اما برخي عقايد محوري اين شيطان دستآموز آمريكا به قرار ذيل است : .1هر كس او را نميفهمد خودش دچار مشكل فكري است و كودن است . .2هر كس برداشت بدي از آثار وي دارد ،خودش دچار رذايل اخالقي است و براساس زاويه ديدش به كارهاي او نگاه ميكند . .3تكثر در قرائتها و برداشتها (پلوراليسم) .4اقتدار و قدرت وسيع شيطان از ديگر عقايد وي است . .5منسون در جاي ديگر ميگويد من از خداي مردمي متنفرم كه از آن مردم تنفر دارم . .6ضديت با مسيح نيز با توجه به گرايش كلي شيطانپرستان در عناد با دين مسيح در ساخت فكري بدون سازمان منسون جايگاه ويژهاي دارد .3اشعار نگاه به متن اشعار منسون كه اغلب توسط وي سروده شدهاست نيز خالي از تاثير در شناسايي محورهاي القايي اين ستاره بيفروغ فرهنگ فاسد آمريكايي نيست كه در ادامه به برخي از آنان قيد ميشود . تجلي تفكرات (پوچگرايي) نيچه را ميتوان در اشعار منسون مشاهده كرد . .4روش تبليغ خبر تكاندهندهاي از پارهكردن انجيل در اجراي كنسرت زنده منسون و پرتاب آن به سوي جمعيت در سراسر جهان منتشر شد . منسون انجيل را پاره كرده و خطاب به جمعيت با صداي سنگين و خشكيده فرياد زد : " اين است خداي شما " . باز خبر ميرسد و به زودي در تمامي سايتهاي خبري پخش ميشود كه او در هنگام برگزاري يكي ديگر از كنسرتهايش مدفوع را بر روي صحنه اجرا بلعيده و سپس مست و اليعقل به نعره كشيدنهاي مداوم ادامه دادهاست . اين اخبار عليرغم زشتي خيرهكنندهاش ،به سرعت در جهان گسترش مييابد ،طبيعي است كه در جامعه ويران آمريكايي انجام چنين اقداماتي صرفا تندرويهاي كودكانه يك جوان آمريكايي است كه در حال حاضر هم كه 37سال سن دارد در وجودش ماندهاست . اخبار ياد شده به خاطر برخورداري از پارامترهاي خبري نظير شگفتانگيز بودن ،درگيري و ... به سرعت انتشار مييابد و از توليدكننده يا بهتر بگويم منبع شكلگيري چهرهسازي مينمايد . اين اقدامات در كنار تيمي كه مدام براي صاحبشان خبرسازي ميكنند ،مانند انتشار خبر مضروب ساختن محافظ وي كه به سرعت انتشار يافت ،كمك ميكند تا اين چهره بيفروغ همواره در صدر خبرسازترين چهرههاي ضدفرهنگي جهان قرار داشتهباشد . ناگفته نماند كه ترويج نمادها ،ساخت كليپها ،توزيع تصاوير متعدد در چهرههاي گوناگون از منسون نيز به نوبه خود نقش حائز اهميت در تبليغ عقايد و آثار وي دارد . مجموعا بايد اظهار داشت كه تبليغات عمدتا در اين برنامهريزيهاي گروه منسون قرار دارد و همه اقدامات با اهداف كوتاهمدت و بلندمدت تبليغاتي تبيين ميشود . .5هواداران يكي ديگر از روشهايي كه به گسترش محدودة مخاطبان منسون كمك شايان توجهي كردهاست ،عالقه وافر وي و گروهش به ساختن گروههاي هوادارانست . منسون در بسياري از كشورها توانستهاست گروههاي مختلفي از جوانان را تحتتاثير فضاي عمومي رايج در آمريكا مبني بر داشتن حلقههاي هوادار براي خوانندگان مطرح نظير مايكل جكسون و ...را ايجاد نمايد . تغذيه اين گروهها با ترتيب دادن دكورهاي ويژه ـساخت كليپهاي پرهزينه و فوق فني و ...و به مدد انجام امورات خالف اخالق امكانپذير ميشود .ارائه آثار متناوب و بدون وقفههاي طوالني از ديگر عواملي است كه كمك ميكند اين خواننده متاليكاي با راك آميخته ،همواره گروههاي كوچك و بزرگ از هواداران را به خود اختصاص دهد . در بخشهاي بعدي به تفصيل درخصوص جريانهاي هواداري از منسون در ايران و چيستي رويكرد ايشان اشاره خواهيم كرد . همچنين نكته ديگري كه در جذب هواداران بيشتر به اين فرد كمك زيادي ميكند نمادها و عالئمي است كه پس از مدتي به فرهنگ رايج در بين طرفدارانش بدل ميشود .به طور كلي بسياري از ويژگيهاي اسطوره شدن براي انسان تهي از معنويت ،در منسون شكل گرفت و با نظري عميقتر بر جايجاي اين نوشتار ، ويژگيهاي موردنظر قابل لمس خواهند بود . .6ظواهر تمام افرادي كه با شيطانمدرن برخورد داشتهاند ،چنانچه مورد سوال قرار بگيرند ،اولين موردي را كه از منسون نقل خواهند كرد نوع آرايش سر و صورت و نحوه لباس پوشيدن ،راهرفتن و حتي وسايل نقليه مورد استفاده او خواهد بود .استفاده از آرايشهاي خاص و بسيار تند تهوعآور از جمله ويژگيهاي ظاهري اين ستاره آمريكايي است .اگرچه اين شيطان ساختهشده توسط نظام سلطه و استحاله فرهنگي آمريكا فلسفهبافيهايي را نيز در خصوص ظاهر نامتعارفش ارائه كرده است ،مانند اينكه مي خواهد " با انجام چنين چهرهآراييها باطن انسانها را به تصوير بكشد " و ...اما آنچه حقيقي به نظر ميرسد وجود بسياري از بيماريهاي روحي و رواني است كه درون وي به وجود آمده و اينگونه راه به جهان خارج گشودهاست .البته اين ظواهر همواره با پسزمينههاي تيره و وهمانگيز در حالي كه ارزشهاي انساني و اخالقي در آنها به مسلخ برده ميشوند ،به معرض نمايش گذاشته شدهاند . .7مطبوعات چهرهساز تحقيقات درباره اين چهره موسيقي متاليكا نشان ميدهد نشريات مطرح آمريكا نقش بسزايي را در شهرت يافتن وي ايفا كردهاند . شاخصترين اين اقدامات را ميتوان در اقدام نشريه رولينيگ در درج يك مصاحبه مفصل و در واقع تبليغاتي به نفع منسون ياد كرد . نشريه آمريكايي ياد شده ،توانست ضمن خبرسازي يكي از باالترين امتيازات و بهرهبرداري در فروش بيوگرافي منسون را نصيب خود سازد . جالب توجه است اين اقدام زماني صورت ميپذيرد كه خشم مردم متوجه اقدامات هنجارشكنانه فرد مورد بحث و كمكهاي مالي دولت آمريكا در قبال او صورت گيرد .رولينيگ اين مصاحبه تريبوني را در اختيار وي قرار ميدهد تا به راحتي به تبليغ و رواج دروغهاي قابل توجه درباره خودش بپردازد . .8كليپها كليپهاي منتشر شده توسط مرلين منسون كه متاسفانه با كيفيتهاي بسيار باال اكنون در كشور عزيزمان نيز به راحتي قابل دسترسي است ،حاوي موارد انحرافي و ضداخالقي فراواني است .اين مجموعهها از آن نظر قابلتامل است كه دقيقا به ترويج آموزههاي صهيونيستي و عبراني نسبت به مقوله شيطان و حواشي مربوط به آن ميپردازد .در اين تصاوير شيطان موجودي قدرتمند و داراي گسترة بسيار وسيعي است ، شيطان در اين تصويرسازيها موجودي قدرتمند و حاكم مطلق بر تاريكيها فرض ميشود .دائما در اين تصاوير بر لزوم اتكاي انسانها به شيطان به گونههاي مستقيم و غيرمستقيم تاكيد ميشود .اين تاكيدات تا جايي پيش ميرود كه بينندگان پس از مدتي احساس ميكنند بجز تكيه بر شيطان راه فراري ندارند و چارهاي جز اين نيست كه مغلوب او شوند . در عين حال سازندگان كليپها كه به صورت حرفهاي محصول خود را تنظيم مينمايند ، ميكوشند تا تصاوير سياهنمايي شدهاي را از انسان ،جهان و مناسبات جاري در آن ارائه نمايند .اينها نيز درست در راستاي اهداف اساسي ترويج شيطانپرستي در جهان قرار دارد. پها نيز رواج فحشا آن هم به شيوههاي خشن و نكته هميشگي و تكراري در اين كلي وحشيانه است و جالب آنكه دولتهاي غربي كه جلسات متعددي را در راستاي جلوگيري از خشونت عليالخصوص خشونت عليه زنان برگزار مينمايند ،امروزه صادركننده تصاويري هستند كه در آنها به بدترين شكل ممكن به انسانهاي مذكر و مونث تجاوز ميشود . .9منسون و نمادها همانطور كه در مطلب اول شيطانپرستي نيز اشاره شد ساخت و استفاده از نمادهاي مختلف از جمله اقدامات محوري گروه هاي شيطانپرستي به شمار ميآيد ،در اين ميان نيز مرلين منسون خود دست به ساخت نمادهاي ويژهاي زدهاست . اين نمادها كه شامل انواع مختلفي نيز ميباشد ،با چند هدف عمده طراحي شدهاند : )1كسب منافع از طريق فروش محصوالت كه نماد بر آنها درج شدهاست. )2رواج دادن و استفاده شعاري از نمادها در ترويج شيطانگرايي به شكل منسون )3شناسايي افراد توسط اين عالئم و برقراري روابط خاص تشكيالتي با آنان )4جلب توجه بيشتر و دريافت انعكاس بيروني .1چشم چپ منسون اولين نمادي است كه از آن به عنوان ( )look Marilyn mansonياد ميشود .اين چشم با لنزي پررنگ روشن از چشم ديگر وي متمايز شدهاست . اغلب تصاوير از منسون به گونهاي تهيه ميشود كه اين چشم به صورت واضح نمايان باشد . در اين خصوص نيز اشاره به مقاله اول شيطانپرستي و تاكيد بر " رمانسگرايي " به عنوان پايههاي شكلگيري شيطانپرستي در درك واقعيات مربوط به سنخشناسي چنين اقداماتي ميتواند موثر واقع شود . اين فرد همچنين برخي از نمادهاي جديدي را در شيطانپرستي ابداع كرده و برخي ديگر را نيز دستخوش تغيير و تحوالتي نموده است كه در ادامه به شرح و توضيح آنها خواهيم پرداخت . .2نمادي تلفيقي از 3نماد مسيحي در شيطانپرستي است كه شامل صليب وارونه ،چرخ خورشيد ( صليب شكسته) و پنتاگرام است . اين نمادها عالوه بر استهزا مسيحيت ،تحقير دينداران مسيحي و باورهاي صحيح و غلطشان را در بردارد. .3نماد mmيا دوران طالي مزخرف نيز نامگذاري شدهاست (: )Grotesque mm,The Golden Ayeof هواداران منسون او را به اختصار mmميخوانند ،ضمن اينكه در طراحي اين نماد و به آرم يوف يا همان كمپاني سينماي يونيورسال و گشتاپو سازمان اطالعاتي هيتلر اشارهشده است .القاكننده اين معاني نيز در كنار هم ميباشد .اين نماد كه به نحوي صليب شكسته را به تصوير ميكشد ،نقش دو عقاب را نيز به نمايش گذاشته است ( .عقاب نيز نماد كشور آمريكا است) گفتني است در حال حاضر شيطانپرستي مبلغ نژادپرستي خاص نازيسم نيز هست كه اين اقدام با دو هدف عمده صورت ميپذيرد .
علوم انسانی و علوم اجتماعی • تاریخ و بیوگرافی
دانلود پاورپوینت آشنايي با مرلين منسون
رایگان