صفحه 1:
بسم الله الرحمن الرحیم
صفحه 2:
فصل 2 کتاب زبان و تفکر
نیک لاند
رابطه بین زبان و تفکر
صفحه 3:
مقدمه
اولین مشخص ای كه جوامع انسانى را از جوامع
جانوری متمایز میکند استفاده از زبان
است.زبان بخش ضروری هر فرهنگ انسانی
است و ابزار اجتماعی نیرومندی است که در
سنین اولیه کسب می شود.دومین مشخصه ی
انسان, توانایی حل مسائل پیچیده يا انتزاعی
ساده را حل کنند ,هیچ یک از آنها نمیتواند
مسائل مربوط به مکان یابی یا حتی طراحی
یک آزمایش رولنشناختی را به مرحله ی اجرا
.بگذارد
صفحه 4:
عامل دیگر در مطالعه ی زبان و تفکر نقش فرهنگ
درباره ی ماهیت رابطه ی زبان و تفکر چهار دیدگاه عمده
:وجود دارد
زبانیکه با آنصحبنميکنيم, شیوه ی تفکر ما را -1
.تسعیینمیکند یادر آنتاثیر میگذارد
شیوه تفکراستفاده از زبانرا تتعیینمیکند -2
زبانو تفکرمستقلهستندلما به تدریج ,در زمان-3
.نوباوگیدر هم تنیده میشوند
.زبانو تفكر مستة Anse
صفحه 5:
از بين اين 4 دیدگاه,دیدگاه اول فرضیه ی نسبیت
زبانى ناميده ميشود كه تا حد زيادى يه وورف
منتسب است. و دومی دلالت بر دیدگاهی دارد
که پیازه مطرح کرده است.سومی را
.ویگوتسکی ارائه داده است
صفحه 6:
فرضیه ی نسبیت زبانی
اين فرضیه حاکی از این است که زبان در شیوه
ی ادراک و اندیشه ی مردم درباره جهان تاثیر
میگذارد.این فرضیه روی تفاوتهایی که هم در
واژگان و هم در دستور زیانهای گوناگون وجود
دارد تمرکز میکند و نشان میدهد که گویندگان
یک زبان خاص به تفکر,ادراک و یادآوری
جهان با شیوه ی خاص همان زبان هدایت
صفحه 7:
اين نظريه را اغلب نظریه وورف - سپیر می
نامند .روانشناسان تشخیص داده اند که دست کم
دو نسخه از فرضیه نسبیت زبانی وجود دارد که
در تاکید و معنای ضمنی متفاوتند.دو نسخه از این
:فرضیه را " قوی" و "ضعیف" نامگذاری کرده اند
نسخه ی قوی!۱۳۳ حاكى از اين است که زبان
تعیین کننده S تفکر است.
نسخه ی ضعیف حاکی از این است که زبان در تفکر
.تأثیر میگذارد
صفحه 8:
نسخه ی ضعیف حاکی از این است که زبان تفکر
تاثیر ظریفتری دارد و صرفا در چیزی اثر
میگذارد که احتمالا درباره ی یگ شیء یا رویداد
.ادراک میکنیم يا به خاطر میسپاریم
اخیرا هانت و آگنولی(1991) نسخه ی دیگری از
فرضیه ی نسبیت زبانی را مطرح کرده اند که
میتوان گفت رویکرد شناختی نسبت به رابطه ی
زبان و تفکر است و بر ارزشهای محاسبه ای
.زبانهای گوناگون در مورد تفکر ,تاکید میکند
صفحه 9:
ارزیابی فرضیه ی قوی
تعداد معدودي مطالعه از نسخه ی قوی فرضیه ی نسبیت euler Gib
کرده اند و آنها نیز نتایج مبهمی به بار آورده اند.برای نمونه,کارول و
کاساگراند(1958) رشد بازشناسی شکل و صورت را در بین
گویندگان انگلیسی و ناواهو مورد مقایسه قرار میدهند.آنها سه گروه
از کودکان را مورد مطالعه قرار میدهند..آنها در می یابند که گروه
ناواهو-ناواهو بازشناسی شکل را زودتر از گروه انگلیسی زبان انجام
دادن بظر ميرسد اين متتاهده كواهت: براى تسخددى تومت 80]
است جون بنظر ميرسد كه زبان در رشد تفكر در كودكان تعيين
كننده است.اما كروه ناواهو- انكليسى بازشناسى شكل را ديرتر
كروه انكليسى انجام داد كه با اين نظريه ناهمسان است.(آنها بايد در
ميان كروه ناواهو-ناواهو و كروه انكليسى قرار ميكرفتند).
صفحه 10:
نسخه ی قوی فرضیه نسبیت زبانی در بعضی
زمینه ها مورد انتقاد قرار گرفته است.لینه
برگ رابرتز(1956) یادآور می شوند که وورف
يى استدلال جرخشى را مطرع کرد است.او
بر اين باور بود كه جون زبانها متفاوتند,بنابراين
تفكر هم بايد متفاوت باشد.به سخن دیگر چون
وورف در بین زبانها تفاوتهایی یافته بود اظهار
داشت که باید تفاوتهایی نیز در تفکر وجود
. داشته باشد
صفحه 11:
شواهد کمی وجود دارد یا هیچ شاهدی وجود
ندارد که زبان تعیین کننده ی تفکر باشد و هر
دلیلی هم که ارائه شده باشد شدیدا متزلزل
خواهد بود.به نظر نمیرسد که نسخه ی قوی
.فرضیه نسبیت زبانی یک نظریه ی معتبر باشد
صفحه 12:
فرضیه ی ضعیف
دست کم دو نسخه از فرضیه ی ضعیف وجود
دارد:یکی این که زبان در ادراک اثر میگذارد 9
دیگری این که زبان در حافظه اثر
میگذارد( میلر و مک نیل,1969, این دو را به
ترتیب نسخه ی ضعیف و ضعیف ترین ۲۱ امی
نامند).
صفحه 13:
نسخه ی ضعیف ترین ۱۳۱
شواهد مربوط به نسخه ی ضعیف ترین فرضیه ی
نسبیت زبانی ,این که زبان در حافظه اثر میگذارد.در
مطالعه ی کارل میچل و همکاران(1932)مطرح
شده است.آنها مجموعه ای از تصاویر بى معنا را
همراه با یک برچسب کلامی به آزمودنیها نشان
میدهند.اما به نیمی از آزمودنيها یک نوع برچسب و به
نیمی دیگر نوع متفاوتی از برچسب نشان می دهند.به
نظر مق زیسد که برچسب: کلامن جاقظه:ی.مبوط
به تصاویرٍ بی معنا را تحت تاثیر قرار می دهد.
صفحه 14:
* نسخه ضعیف ۱8۳۱
۰ نسخه ضعیف فرضیه نسبیت زبانی که مدعی
است زبان در ادراک aL میگذارد با استفاده از
مطالعات میان فرهنگی درباره ادراک رنگ
مورد مطالعه قرار گرفته است.نحوه نامیدن
رنگها در گویندگان زبانهای مختلف متفاوت
صفحه 15:
8 در مطالعه ای بازشناسی زردها و نارنجیها در
كويندكان زونى وان مورد مقايسه قرار
میگیرد(لینبرگ و رابرتز,1956).زبان زونى
فقط یک اصطلاح برای حوزه ی طیف رنگی
زرد -نارنجی دارد و گویندگان زونى به احتمال
زیاد در بازشناسی زرد- نارنجی دچار خطا مى
شوند.بنابراين مى توان گفت که زبان در
ادراک رنگ اثر می گذارد.
صفحه 16:
برلین و کی(1969) دریافتند که شیوه نظام
مندی وجود دارد که اصطلاحات رنگ از آن
پیروی میکنند.
اگر فقط دو اصطلاح مورد استفاده قرار بگیرد
اين دو رنگ به سياه و سفید دلالت خواهد
داشت .اگر زبانى 3 اصطلاح داشته باشد
منظور سیاه و سفید و قرمز خواهد بود.اگر 6
اصطلاح مورد استفاده ؛ قرار گیرد منظور از آنها
سیاه: سفید,قرمز,زرد؛ آبی» سبز و غیره خواهد
بود.
صفحه 17:
* آنها 11 اصطلاح اصلی را که در اشاره به رنگ
مورد استفاده قرار می گرفت شناسایی کردند
و اگر از مردم فرهنگهای گوناگون خواسته
شود تا تکه رنگی را انتخاب کنند که اصطلاح
رنگ را به بهترین وجه نشان دهد آنها گرایش
خواهند داشت که از تکه های مشابه فوق
انتخاب کنند.این رنگها را رنگهای اصلی نامیده
اند.
* به نظر میرسد که مقوله هایی از رنگ همگانی
وجود دارند که تحت تاثیر زبان نیستند.
صفحه 18:
° نتایج حاصل از مطالعات دو چیز را اشکار می سازند.
* اول در گروه بندی رنگها در همه ی زبانها شباهت
زیادی وجود دارد.اين مطالعات نشان می دهند که
گروه بندی رنگها همگانی است و با فرضیه نسبیت
زبانی مغایر است.اما در زمینه ی گروه بندی حوزه
ی ,آبی- سبز تفاوتهاى اندى ولي بايا وجود دارد و به
احتمال :زياد كويتدكان ستسوانا آبى و سیر زا با هم
كروه بندى مى كنند.اين يافته با نسخه ى ضعيف
فرضيه نسبيت زبانى همسان است.
صفحه 19:
° دیویس و همکاران نتیجه میگیرند که:
* در انتخاب رنگ تاثیر همگانی نیرومندی وجود
دارد اما می توان اين تاثیر همگانی را از طریق
موضع که با موضع وورف گرایان طرفدار
نسخه ی ضعیف همسان است.
صفحه 20:
١ فرص تسبیت زبانی این است که پم را
نمیتوان درک کرد که دقیقا اين نظریه چیست
و چگونه آزمون می شود.این عقیده که زبان
در تفکر اثر می گذارد نادرست است.
طبق ادعای هانت و آگنولی (1991) اين
فرضیه که زبان تفکر را تحت تاثیر قرار می
دهد آنقدر مبهم است که نمیتوان ol را اثبات
کرد.
صفحه 21:
* هنوز مجادله ها درباره تاثیر زبان در تفکر وجود
دارد اما به نظر میرسد که در مورد نسخه
ضعیف ترین فرضیه نسبیت زبانی مبنی بر
اینکه زبان در حافظه تاثیر می گذارد شواهد
بهتری وجود دارد.
صفحه 22:
رویکرد شناختی
به عقيده هانت 9 آگنولی(1991) اگر چه
ديدكاه سنتى درباره نسخه ضعيف ؤ ضيه
نسبيت زبانى غير قابل اثبات بود شواهدى از
منابع گوناگون بدست آمد كه نشان ميداد زبان
در تفکر اثر میگذارد.آنها استدلال میکنند که با
به کار گیری رویکرد شناختی میتوان اثر زبان
بر روی تفکر را بصورت کمی دراورد و آن را
ارزیابی کرد
صفحه 23:
* محور استدلال آنها اين عقیده است که زبانهای
كوناكون كرات معين را أسان تريا دشوارتر
استدلال در بعضى زبانها نسيت به زبانهاى
دیگر ساده تر هستند.
صفحه 24:
* هانت و آگنولی نتیجه میگیرند که:
* مطالعه در اين زمینه ما را متقاعد کرده است
که زبانهای مختلف چالشهای مختلفی را بر
شناخت اعمال می کنند و حمایت متمایزی از
شناخت به عمل می آورند.به سخن دیگر
زبانهای گوناگون, تفکر به روشهای معین را
آسانتر یا دشوارتر می کنند.
صفحه 25:
* ارزیابی فرضیه شناختی
٠ تعدادی مطالعه از فرضیه شناختی حمایت می
کنند. هانت و آگنولی تفاوتهایی را که از نظر
استعداد ریاضیات owe گویندگان زبانهای
گوناگون وجود دارد,توصیف می کنند.اين
تفاوتها ظریف هستند اما هرگز منطقی نیستند.
صفحه 26:
برادیتسکی(2001) تصورات از زمان را بین
ماندارینها و گویندگان انگلیسی مورد مقایسه
قرار داد.او دریافت که گویندگان انگلیسی و
ماندارینها به زمان به صورت متفاوت اشاره
می کنند و در یک رشته از مطالعات دریافت
که این تفاوتها در شیوه ی تفکر افراد درباره
زمان منعکس می شود.او از اين مطالعات دو
نتیجه گیری مهم را ارائه کرد:
صفحه 27:
۶ 1- زبان « یک ابزار نیرومند در شکل دهی
تفکر» درباره عقاید انتزاعی است.
٠ 2- زبان بومی در «شکل گیری تفکر معمول»
مهم لست .
* اين نتیجه گیری ها با دیدگاه شناختی درباره
صفحه 28:
۶ تفکر تعیین کننده زبان
۰ این نظریه که زبان به تفکر بستگی دارد با کار پیازه
عجین است.(1950و 1967) .پیاژه رشد شناختی
کودکان را مطالعه کرد و اعتقاد داشت که رشد در
طی چند مرحله صورت میگیرد.این مراحل متوالی
هستند و در هر مرحله کودک مهارتهای شناختی
جدیدی را کسب می کند.
ه اعتقاد داشت که رشد زبان ناشی از رشد
ختی است.به عبارت دیگر زبان وابسته به نوعی
از تفکرات کودک است.
صفحه 29:
* در زبان بزرگسال هدف از ز گفتار انتقال كقايد
پا اطلاعات است که به آن زبان اجتماعی نیز
می گویند. گفتار فقط زمانی میتواند به
اینصورت بکار رود که کودک بفهمد واژه به
چیزی دلالت داد.نتیجه میگیریم که تفکر L
مفهوم در استفاده از زبان تعیین کننده اند.
صفحه 30:
* مطالعات مربوط به رشد
۰ سینکلر-دی زوارت(1969) گروهی از کودکان
را مورد مطالعه قرار داد و پیش از فده این
سوال را مطرح کرد که آیا آنها قادر به
نگهداری (ذهنی) هستند یا نه؟منظور از توانایی
نگهداری ذهنی این است که اگر در ظاهر _
اشیاء تغییری ایجاد کنیم .در مقدار واقعی آنها
تغییری ایجاد نخواهد شد.
صفحه 31:
* او دریافت که کودکانی که می توانند نگهداری
ذهنی داشته باشند واژه هایی نظیر «بزرگتر»
و «به مقدار مساوى» را می توانند درک
کنند.اما کودکانی که نمی توانند نگهداری ذهنی
داشته باشند نمیتوانند اين واژه ها را درک
کنند. علاوه بر این حتی اگر به کودکانی که نمی
توانند نگهداری ذهنی داشته باشند در رابطه
بایادگیری این وازگان آموزشی داده شود,باز
هم نخواهند توانست از این واژه ها به صورت
درست استفاده کنند.
صفحه 32:
* این مطالعات نشان میدهد که مفهوم باید قبل از اينکه
کودک بتواند زبان مربوط به مفهوم را استفاده کند.شکل
,2
كير
۰ شیوه دیگر در بررسی نظريه بيازه مقايسه رشد شناختى و
رشد زبان کودکان به هنگام آسیب دیدن یکی از اين
تواناییهاست(هارلی,2001).اگر رشد زبان وابسته به رشد
شناختی است پس اختلال در رشد زبان باید تاثیر اندکی
روی رشد شناختی داشته باشد یا هیچ تاثیری نداشته
باشد.بنابراین اگر رشد شناختی دچار اختلال شود باید در
رشد زبان تاثیر داشته باشد.بطور کلی انواع مطالعات
نشان می دهند که این امر صادق است.
صفحه 33:
* اختلال در رشد شناختی اغلب با اختلال زبان
ارتباط دارد.هارلی(2001) یاداورمی شود که
بين مهارتهای شناختی و مهارتهای زبان
همبستگی وجود دارد.
صفحه 34:
۰ اشکالات نظریه ی پیاژه
۶ مطالعات نشان می دهند که زبان وابسته به
تفکر نیست بلکه این دو توانایی از همدیگر جدا
۰ اشکال دیگر نظریه پیاژه این است که به نظر
می رسد نقش زبان را در شکل گیری رشد
۰ مطالعات نشان می دهد که فراگیری زبان
صرفا نتيجه ی رشد شناختی نیست. بلکه رشد
شناختی را ارتقاء می بخشد.
صفحه 35:
* وابستگی زبان و تفکر
٠ ويكوتسكى(1962) رشد كود را مطالعه
كرد.او بر اين باور بود كه اساسا تفكر و زبان
مستقل هستند و خاستگاههای مجزايى
دارند.در طول اين مرحله اندیشه ها غیر کلامی
هستند و عمدتا بر اساس تصویرسازی ذهنی
قرار دارند. در صورتی که زبان ,پیش عقلانی
است و با تفکر هیچ ارتباطی ندارد.در حدود 2
سالگی تفکر و زبان به هم وابسته شدن را
اغاز می کنند.
صفحه 36:
* ویگوتسکی اعتقاد دارد که زبان دو کارکرد
دارد, برای برقراری ارتباط با دیگران(کارکرد
يروتيم) و يزاى نظاريت أتديشه ها (كاركر
درونى).
ويكوتسكى بر اهميت زبان در رشد شناختى
كودكان و به هم وابستگی زبان و تفكر تاكيد
مى كرد.او ادعا كرد كه :رابطه ى تفکر و واژه,
موضوع نيست بلكه فرايند است يعنى جريان
مداوم پس و پیش , از تفکر به زبان و از زبان
به تفکر.(ویگوتسکی,1972).
صفحه 37:
* دشواری در ارزیابی نظریه ویگوتسکی این
است که او, اگرچه نظرات خود را مفصلا
توصیف کرده, اما جزییات روشهایی را که در
مطالعه ی کودکان مورد استفاده قرار
داده توضيح نداده است.بنابراین ,تکرار یافته
sb او دشوار و طبق دیدگاه هارلی(2001),
ارزیابی آن مشکل است.
صفحه 38: